سردبیر: عظیم بابک-- ایمیل : info@pendar.eu
 
الرئيسيةالرئيسية  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  

شاطر | 
 

 روابط «متحدانه » آمریکا و پاکستان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
نویسنده
Admin


تعداد پستها : 160
تاريخ التسجيل : 2009-02-20

20111030
پستروابط «متحدانه » آمریکا و پاکستان

روابط «متحدانه » آمریکا و پاکستان
در آستانه تحویل و تحول

یونس پارسا بناب

1 – پاکستان از اول پیدایش خود در سال 1949 به عنوان یک ملت – دولت یکی از " متحدین " ژئوپولیتیکی آمریکا در قاره آسیا بویژه در آسیای جنوبی بوده است . این " اتحاد " که عموماً نابرابر و به نفع آمریکا بود در سه سال گذشته ( 2011 – 2008 ) دستخوش تحویل و تحول قرار گرفته و احتمال قوی میرود که به پایان عمر خود برسد .

2 – پیشینه این روابط و " اتحاد " بسیار مبرهن و ساده بود . در جریان عقب نشینی و تخلیه نیروهای استعماری انگلستان از شبه قاره هندوستان ، دو کشور در سال 1948 از بدنه آن شبه قاره پدید آمدند : هندوستان و پاکستان که در واقع پاکستان از بدنه هندوستان انشعاب و جدا گشت . از آن زمان به بعد پاکستان و هندوستان در تلاقی علیه همدیگر قرار گرفته و یکدیگر را دشمنان " اصلی " خود محسوب داشتند . این تلاقی ها و دشمن ها منجر به سه جنگ بزرگ بین آنها – در سال های 1948 – 1947 ، در 1965 و در 1971 – گشت . دو جنگ اولی بر سر ایالت کشمیر بود که منجر به تقسیم آن بین هندوستان ، پاکستان گشت و تاکنون مورد شناسائی طرفین قرار نگرفته است . جنگ سومی بر سر جدائی بنگال غربی ( بنگلادش ) از بدنه پاکستان بود . طبیعتاً هندوستان در این جنگ از جدائی بنگال غربی و استقلال کشور نوظهور بنگلادش حمایت کرد .

3 – یکی از تبعات ادامه این تلاقی ها که پی آمدهای فراگیری را ببار آورد ، امتناع هر دو کشور از امضای " معاهده عدم گسترش سلاح های هسته ای " بود که منجر به توسعه تسلیحات اتمی توسط آن دو کشور گشت . پروسه توسعه اول در هندوستان ( احتمالا در سال 1967 ) آغاز گشت که شوروی در موفقیت آن نقش داشت . پاکستان احتمالا در سال 1972 شروع به توسعه آن کرد که بدون تردید از حمایت همه جانبه آمریکا برخوردار بود . با رسیدن سال 1998 ، هردو کشور پروسه رشد نیروهای هسته ای خود را به اتمام رساندند . امکان مسلح شدن هندوستان و پاکستان به نیروهای اتمی همان اثر مثبت را روی آن دو کشور داشت که روی روابط شوروی و آمریکا در دوره " جنگ سرد " گذاشت و آن این که هر دو کشور مطلقاً قانع گشتند که هر نوع تلاقی نظامی عواقب خطرناکی را ببار خواهد آورد .

4 – در دوره " جنگ سرد " هندوستان از سیاست " عدم تعهد " در مقابل رقابت های آمریکا و شوروی پیروی کرده و در برگزاری کنفرانس باندونگ و سپس در ایجاد " سازمان کشورهای غیر متعهد " نقش مهمی را ایفاء کرد . آمریکا این سیاست را " غیر اخلاقی " اعلام کرده و آن را یک نوع گرایش به سوی شوروی تفسیر کرد . برای جلوگیری از گسترش سیاست غیر متعهد آمریکا به حمایت همه جانبه پاکستان در مقابل هندوستان متوسل شد . پاکستان امیدوار بود که که با ایجاد " اتحاد " با آمریکا و اتخاذ سیاست های ضد شوروی موفق خواهد گشت که با کمک آمریکا مسئله جدائی کشمیر را به نفع خود حل کرده و نصف ایالت کشمیر را که در دست هندوستان است را به کشمیر پاکستان ضمیمه سازد . ولی نیت اصلی آمریکا در اتحاد با پاکستان به خاطر دو هدف اساسی در استراتژی سیاست خارجی آمریکا بود که چندان ارتباطی با مسئله کشمیر نداشت . این دو هدف مکمل هم عبارتند از : یک – حمایت پاکستان از سیاست آمریکا در جلوگیری از گسترش اندیشه های رهائی بخش جنبش غیر متعهد ها در کشورهای مسلمان نشین غرب آسیا – افغانستان ، ایران ، ترکیه و کشورهای عربی خاورمیانه -با تعبیه کودتای 28 مرداد 1332 (اوت 1953 ) در ایران و سپس تاسیس سازمان نظامی " سنتو " در سال 1957 آمریکا به این هدف خود رسید . دو – هدف دوم آمریکا این بود که با اتحاد با پاکستان که دارای مرزهای طولانی با جمهوری چین توده ای است موفق خواهد گشت که با مهار و تحدید چین از پیشرفت و نفوذ چین در آسیای جنوبی و خاورمیانه جلوگیری کند . این سیاست هنوز هم بعد از گذشت 20 سال از پایان " جنگ سرد" به قوت خود باقی است .

5 – آمریکا متوجه بود که شرایط اصلی برای موفقیت در این سیاست ایجاد " تثبیت " داخلی در پاکستان است . روی این اصل دولت آمریکا با تعبیه کودتاهای متعدد نظامی کشور پاکستان را به حوزه نفوذ خود در آن منطقه متصل ساخت . دولت آمریکا بعد از حمایت همه جانبه از دیکتاتوری های ایوب خان و یحیی خان در دهه های 1950 و 1960 دوباره از کودتای ضیاء الحق علیه دولت ملی و پوپولیستی ذوالفقار علی بوتو حمایت کرده و از اعدام بوتو ( که در دهه 1970 تلاش کرد که با گسست از محور آمریکا به مدار جنبش و سازمان کشورهای غیر متعهد بپیوندد ) توسط دولت نظامی ضیاء الحق استقبال کرد .

6 – چین توده ای در عهد مائو همیشه از تلاش های نیروهای ملی گرای پوپولیستی پاکستان در جهت پیوند با جنبش کشورهای غیر متعهد که جانشین " کنفرانس باندونگ " بود ، حمایت میکرد . ولی پیشینه روابط حسنه و نزدیک بین چین توده ای و پاکستان به سال 1949 که هر دو به واقع در آن سال پا به عرصه زندگی گذاشتند ، برمیگردد . چین همیشه خواهان انقطاع پاکستان از محور راس نظام امپریالیستی ( آمریکا ) و الحاق ( پیوند ) آن با کشورهای " کنفرانس باندونگ " و " جنبش کشورهای غیرمتعهد " بود . یک علت دیگری که به روابط نزدیک دوستی بین چین و پاکستان در دوره " جنگ سرد " شدت می بخشید ، ایجاد روابط نزدیک بین شوروی و هندوستان در دوره اوجگیری جنگ سرد بود . در دهه های 1960 و 1970 ، دولتمردان چین توده ای به این نتیجه رسیده بودند که احتمال " تبانی " بین آمریکا و شوروی بر سر چین و مهار و تحدید ارضی آن توسط ابرقدرت ها با استفاده از مرزهای طولانی هندوستان و پاکستان وجود دارد . این نتیجه گیری هنوز هم بعد از گذشت 20 سال از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی منتهی با یک تغییر کیفی در آرایش نیروها به قوت خود باقی است . امروز دولتمردان چین برآنند که آمریکا با گسترش جنگ های مرئی و نامرئی در پاکستان از یک سو و با توسعه قابل توجه روابط اقتصادی و برنامه های هسته ای تسلیحاتی با هندوستان از سوی دیگر خواهان مهار و تحدید و سپس تضعیف چین به عنوان یک قدرت اقتصادی و سیاسی نوظهور در صحنه سیاسی جهان است . حمایت مستقیم و غیر مستقیم دولت هندوستان از فعالیت های لامائیست ها ( بنیادگرایان بودائی ) تحت رهبری دالائی لاما در مرزهای هندوستان و چین ( در ایالت بودائی نشین تبت در چین ) از یک سو و حمایت همه جانبه بنیادگرایان اسلامی در پاکستان از جدائی طلبان ترکان اویغور ( ساکن ایالت شین جان در شمال غربی چین که هم مرز پاکستان است ) از سوی دیگر ظن دولتمردان چینی را در مورد مهار و تضعیف چین به حتم و یقیین تبدیل ساخته است .

7 – بهر رو بر اساس تفسیر فوق و در پرتو فعل و انفعالات در دوره بعد از پایان جنگ سرد میتوان به سه علت اصلی که باعث شدند که در بیست سال گذشته روابط نزدیک بین پاکستان و آمریکا دستخوش تحویل و تحول قرار گیرد ، بطور مختصر اشاره کرد : الف – فروپاشی شوروی و در نتیجه پایان " جنگ سرد " بود . یکی از عواقب این تغییر و تحول در منطقه آسیای جنوبی پایان برنامه دولت گرای نهرو در هندوستان و جایگزینی آن با برنامه های " بازار آزاد " نئولیبرالی با حمایت واشنگتن بود . در این فاز از تاریخ حرکت سرمایه روابط همه جانبه بین آمریکا و هندوستان گسترده تر گشته و در واقع هندوستان اهمیت فوق العاده بیشتری در مقام مقایسه با پاکستان در محاسبات معماران استراتژی جهانی آمریکا کسب کرد . در دوره جنگ سرد پاکستان در مقابل هندوستان از حمایت بیدریغ آمریکا بهره مند بود . ولی امروز آمریکا به روشنی هندوستان " بیطرف " و " غیر متعهد " زمان جنگ سرد را که ضد پاکستان بود و هست به متحد خود تبدیل ساخته است . ب – دوم این که اوضاع داخلی افغانستان که همسایه پاکستان است در این دوره شدیدا دستخوش دگرگونی قرار گرفت . در دهه 1980 پاکستان با حمایت آمریکا از مجاهدین افعانستان علیه مداخله نظامی شوروی حمایت همه جانبه کرد . بعد از خروج نیروهای نظامی شوروی از افغانستان در سال 1989 ، نیروهای امنیتی پاکستان ( آی . اس . آی ) از نیروهای طالبان که در پاکستان آموزش دیده بودند ، پشتیبانی کرد که دولت افغانستان را سرنگون سازند . ولی طالبان بعد از سرنگونی دولت مجاهدین افعانستان آن کشور را به پایگاه اصلی فعالیت های القاعده تبدیل کرد . با این که در رسانه های گروهی فرمانبر و در اسناد رسمی دولت آمریکا ، القاعده و طالبان دشمنان آمریکا قلمداد و ترسیم میشوند ولی طبق نظر خیلی از تحلیلگران روابط القاعده ، طالبان و دیگر سازمان های بنیادگرای " تروریست " با آمریکا در بهترین شرایط روابطی مرموز ، مشکوک ، دوگانه و پر از زیر و بم های اسرار آمیز است . این وضع بعد از جریانات مرموز یازده سپتامبر 2001 مشکوک تر و اسرارآمیز تر گشته است . شایان ذکر است که این وضع مشکوک در ارتباط با پاکستان دو چندان چشمگیرتر و فراگیرتر است . بخشی از نیروهای طالبان که بعد از استراحت و کسب آموزش در پاکستان به افغانستان گسیل میگردند عمدتا در ارتباط دائم با بخشی از نیروهای امنیتی پاکستان قرار دارند . در صورتیکه بخش دیگری از نیروهای طالبان که در خاک پاکستان فعالیت دارند عموماً علیه دولت و نیروهای نظامی پاکستان عمل میکنند . د – سوم این که با سرنگونی دولت طالبان در اواخر سال 2001 توسط نیروهای نظامی آمریکا القاعده و دیگر سازمان های تروریستی از افغانستان به پاکستان عقب نشینی کرده و به تاسیس پایگاه های خود دست زدند . هدف این سازمان ها تضعیف کامل دولت غیر نظامی زرداری – گیلانی در پاکستان است . با این که این دولت غیر نظامی است ولی نظامیان عالیرتبه در پاکستان صاحبان قدرت هستند و از طریق سازمان امنیتی " ای . اس . آی " با بخشی از نیروهای طالبان و نیروهای دیگر تروریستی روابط و همکاری نزدیک دارند .

8 – مجموعه و ترکیبی از این سه علت شرایطی به وجود آوردند که در حدود سال 2005 روابط آمریکا و پاکستان دستخوش تحول قرار گرفته و بعد از آن سیاست های آنها روی مسائل عمده و مهم باهم همخوانی نشان ندادند . در این دوره است که دولتمردان آمریکائی عموماً نسبت به نیت و برنامه های دولت پاکستان مشکوک و مظنون گشتند . از آن زمان به این سو ( 2011 – 2007 ) از نظر آمریکائی ها پاکستان منبع اصلی کمک خارجی به نیروهای طالبان تلقی گشت . با این که رابطه خود آمریکا با نیروهای طالبان افغان و طالبان پاکستان یک رابطه مرموز و مشکوک است ولی روشن است که دولت آمریکا و متحدین اصلی اش – کشورهای ناتو – طالبان های افغانستان و پاکستان را " دشمن " و " خطر اصلی " خود در آسیای جنوبی قلمداد میکنند و رسانه های گروهی رایج و فرمانبر نیز تلاش میکنند که در اذهان عمومی چنین تصور و تلقی را به وجود آورند که پاکستان " خطرناکترین منطقه " در جهان علیه " منافع ملی و امنیتی " آمریکا است .

9 – ولی بررسی روابط آمریکا و پاکستان از دیدگاه چالشگران ضد نظام جهانی به روشنی نشان میدهد که گسترش جنگ به پاکستان تحت شعار " جنگ علیه تروریسم " برای پیشبرد پروژه تسلط راس نظام بر جهان بوده و شعار " جنگ علیه تروریسم " در پاکستان ( خطرناکترین منطقه در جهان ) مترسکی در جهت ارعاب و انحراف افکار و انظار عمومی از توجه به واقعیت های استراتژی آمریکا در پاکستان است . در این جا بطور اجمالی به نکات مهم این واقعیت های عینی میپردازیم .

10 – از دیدگاه تاریخی ، پاکستان در شصت و سه سال گذشته ( از سال تولد پاکستان به عنوان یک ملت – دولت واحد در 1948 به این سو ) نقش اساسی در پیشبرد " هدف نهائی " آمریکا در قاره آسیا ایفاء کرده است . در واقع پاکستان به خاطر موقعیت ژئوپلیتیکی خود به عنوان کشوری که مناطق خاورمیانه ، آسیای مرکزی ، آسیای جنوبی و چین را بهم متصل میسازد ، در محاسبات معماران پروژه جهانی راس نظام نقش کلیدی داشته است

11 – از موضع این معماران ( اولیگارشی دو حزبی آمریکا ) که حافظین منافع اولیگوپولی های انحصاری سرمایه هستند ، بدون تسلط کامل بر پاکستان آمریکا نمی تواند در پیشبرد " هدف نهائی " خود – تحدید چین و نتیجتا استقرار هژمونی نظامی بر کره خاکی – کامیاب گردد . پاکستان با افعانستان ، ایران ، هندوستان و چین دارای مرزهای طولانی است . این کشور بویژه در سی و دو سال گذشته در اجرای عملیات نیروهای ویژه نظامی آمریکا و مفاد نقشه های میلیتاریستی و شبه نظامی پنتاگون و " سیا " از موقعیت برجسته ای بهره مند بوده و در دوره های دیکتاتوری های نظامی ضیاء الحق و سپس پرویز مشرف نقش خود را به عنوان پایگاه آموزشی بنیادگرایان اسلامی بویژه سلفیست ها که علیه چین در ایالت شین جان ( ایالت شمال غربی چین ) ، علیه هندوستان در کشمیر ، علیه افغانستان ( در ایالت شمال غربی پشتون نشین ) و علیه ایران ( از طریق بلوچستان پاکستان ) مشغول فعالیت هستند ، به نحو نمایانی ایفاء کرده است .

12– در سال های اخیر ( از اواخر سال 2007 به این سو ) تقویت جایگاه بنیادگرایان سلفیست منجمله القاعده و نیروهای طالبان در آن منطقه از جهان ( که به صور گوناگون با سازمان " سیا " و " آی . اس . آی " پاکستان دارای رابطه مرموز و پیچیده هستند ) نه تنها به جناح های مختلف درون هیئت حاکمه آمریکا که در درون کابینه اوباما در رقابت با همدیگر هستند ، فرصت داده که پاکستان را به جولانگاه های درگیری های " نیابتی " خود تبدیل سازند بلکه این احتمال را به وجود آورده است که پاکستان نیز مثل یوگسلاوی دچار فروپاشی و تجزیه قرار گرفته و به عنوان " سکوی پرش " آمریکا در جهت پیشبرد فاز اول " هدف نهائی " آمریکا ( تحدید چین ) مورد استفاده قرار گیرد .

13 – فعل و انفعالات و اشتعال تضادهای سیاسی و نظامی در دو سال گذشته در پاکستان ( از اواخر سال 2009 به این سو ) ، رویاروئی بخشی از ارتش پاکستان با بنیادگرایان از یک سو و همکاری بخشی از آن همراه با ماموران عالیرتبه سازمان " آی . اس . آی " با طالبان های افغانستان از سوی دیگر و ازدیاد مداخلات نظامی و سیاسی آمریکا در امور داخلی پاکستان منجمله و بویژه حملات و بمباران خاک پاکستان بوسیله هواپیماهای بی خلبان " سیا " و بالاخره حمله و قتل اوسامه بن لادن ، نشان میدهند که بنیادگرایان و بخشی از نظامیان در پاکستان و رابطه " نیابتی " و مرموز آنان با نهادهای امنیتی و نظامی و دیپلماتیک آمریکا سبب بی ثباتی و آشفتگی در پاکستان گشته و شرایط را برای تجزیه احتمالی پاکستان مهیا کرده است .

14 – اگر بینادگرایان و متحدین آنها در ارتش و " آی . اس . آی " نتوانند حتی با کمک های مستقیم و غیر مستقیم " سیا " طی یک کودتای نظامی دولت سکولار و قانونی زرداری – گیلانی را سرنگون ساخته و تبیین و " تثبیت شریعت اسلامی " سلفیست ها را جایگزین آن دولت سازند ، در آن صورت بعید نیست که دولت آمریکا به بهانه این که مرزهای پاکستان " خطرناکترین منطقه تروریستی " در جهان است جنگ نامرئی را در پاکستان علنی ساخته و در صورت لزوم پاکستان را مثل یوگسلاوی به ملت – دولت های متعدد تجزیه سازد .

15 – هدف آمریکا از گسترش جنگ در پاکستان به موازات ازدیاد فعالیت ها و حضور نظامی خود در کشورهای آسیای مرکزی ( تاجیکستان ، قرقیزستان و.... ) تحدید و بالاخره تضعیف چین است . اشتعال جنگ های ساخت آمریکا در کشورهای آسیای جنوبی تحت بهانه " جنگ علیه تروریسم " ، افزایش حضور نظامی خود در کشورهای آسیای مرکزی ( تاجیکستان ، قرقیزستان و... ) ، حمایت از گسترش لامائیسم در جنوب غربی چین در ایالت تبت و کمک به جنبش مسلمانان ترکستان در شمال غربی چین در ایالت اویغور نشین شین جان ، ازدیاد مانورهای مشترک نظامی با تایوان و کره جنوبی ، تأکید بیش از حد روی " بلندپروازی " های هسته ای کره شمالی به عنوان یک کشور " گردنکش " و بالاخره تلاش آمریکا در عقد یک قرارداد نظامی با هندوستان را میتوان با در نظر گرفتن فاز مهم " هدف نهائی " آمریکا ( تحدید چین ) بهتر و جامع تر مورد بررسی قرار داد .

16 – با این که آمریکا از نظر اقتصادی بویژه دادو ستد با چین از طریق شرکت های فراملی و تجارت و تبادل پول رابطه فراگیر و تنگاتنگ دارد ولی افزایش و تعمیق رقابت های ژئوپولیتیکی در سطح جهان بویژه در شمال و شرق آفریقا ( لیبی ، چاد ، سودان و.... ) و در آسیای جنوبی ( افغانستان و پاکستان ) شرایط را برای رشد " تنش های شدید " بین چین و آمریکا آماده میسازد . در پرتو بحران عمیق ساختاری که نظام جهانی با آن روبرو است این پرسش در بین مردم و همچنین تحلیلگران سیاسی مطرح است که آیا امکان دارد که به جهت گسترش جنگ های مرئی و نامرئی آمریکا از افغانستان به پاکستان و سپس به کشورهای آسیای مرکزی ( که کشورهای همجوار چین هستند ) این تنش ها به " تلاقی های انفجاری " بین دو ابر قدرت نظامی آمریکا و اقتصادی چین منجر گردد ؟

منابع و ماَخذ

1 – امانوئل والرستین " اتحاد آمریکا و پاکستان '' در سایت www.binghamtonelu . 15 ژوئیه 2011 .

2 – میشل چوسو دوفسکی " برهم زدن ثبات در پاکستان’’ در سایت " گلوبال ریسرچ" 30 دسامبر 2007 .

3 – علی طارق ، دوئل : ‘’ پاکستان در سر راه پرواز قدرقدرتی آمریکا ’’ لندن 2008 .

4 – امانوئل والرستین ، " افغانستان – پاکستان : جنگ اوباما " در سایت www.binghamtonelu . اول آوریل 2009 .

5 – یونس پارسا بناب " جایگاه و اهمیت کشورهای فلسطین و پاکستان در پروژه جهانی آمریکا " در نشریه ایرانیان واشنگتن ، سال دوازدهم شماره 378 ( جمعه 17 خرداد 1378 )
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://parcham.great-forum.com
مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

روابط «متحدانه » آمریکا و پاکستان :: تعاليق

لا يوجد حالياً أي تعليق
 

روابط «متحدانه » آمریکا و پاکستان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 

صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
تارنما و نشریهء پرچم  :: فهرست :: مضامين و پیامها-
پرش به: