سردبیر: عظیم بابک-- ایمیل : info@pendar.eu
 
الرئيسيةالرئيسية  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  

شاطر | 
 

 کتاب کمیته 300 به زبان انگلیسی

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
نویسنده
Admin


تعداد پستها : 160
تاريخ التسجيل : 2009-02-20

20111021
پستکتاب کمیته 300 به زبان انگلیسی

http://www.peoplemandate.com/mandate/download/c300.pdf

روزی متن کامل فارسی آن نیز درینجا به نشر میرسد
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://parcham.great-forum.com
مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

کتاب کمیته 300 به زبان انگلیسی :: تعاليق

رد: کتاب کمیته 300 به زبان انگلیسی
پست في 22/10/2011, 05:04  نویسنده
يكي از مهمترين منابعي كه به معرفي كميته 300 و اهداف و برنامه‌هاي آن مي‌پردازد، كتاب «كميته 300 كانون توطئه جهاني» مي‌باشد كه توسط دكتر جان‌كلمن تأليف و توسط يحيي‌شمس به فارسي ترجمه شده است. دكتر جان‌كلمن كه خود يكي از اعضاي پيشين MI6 سازمان جاسوسي بريتانيا بوده، درمورد گروه توطئه‌گراني كه هيچ‌يك از مرزهاي ملي را نمي‌شناسند و خود را فراتر از قوانين همه كشورها قرار داده و تمامي ابعاد زندگي سياسي، ديني و اجتماعي، بازرگاني، صنعتي، معدني و بانكداري مردم جهان و حتي قاچاق مواد مخدر را زير سلطه خود دارند، پرده‌ها را به كنار مي‌زند. كميته‌300 يك گروه نخبه كوچكي است كه خود را در برابر هيچ مرجعي به جز اعضاي گروه خود پاسخگو نمي‌داند. <!--[if !supportFootnotes]-->[1]<!--[endif]--> اين گروه سرنخ تمامي رخدادهاي جهان را دردست دارند. كميته‌300 افزون بر برخورداري از قدرت كامل، در تمامي روندهاي جهاني تأثير قطعي دارند. مهمترين برنامه‌هاي اين كميته در حوزه سياست به شرح زير است:
الف: جلوگيري از استقلال كشورها در زمينه‌هاي مختلف: وابسته نگه داشتن كشورها و جلوگيري از استقلال سياسي، نظامي، علمي، و اقتصادي آنها از اهداف درازمدت كانون توطئه‌هاي جهاني است. به‌ويژه يهوديان با راه‌اندازي نظامهاي بانكي در كشورهاي مختلف و مرتبط كردن آنها به يك بافت پيچيده اقتصادي در اين كانون نقش عمده‌اي دارند.
ب: تجزيه كشورهاي بزرگ: اين هدف از اهداف راهبردي كميته‌300 مي‌باشد. عرصه اين سياست در آينده نزديك منطقه راهبردي خاورميانه به ويژه عربستان، عراق و ايران و كشور پهناور چين خواهد بود.
ج: به جنگ كشاندن كشورهاي همسايه و برپا كردن جنگ‌هاي فرسايشي همانند بسياري از درگيري‌هاي مرزي بين كشورهاي آفريقايي، هند و پاكستان و كشورهاي آسياي مركزي.
د: تسلط بر منابع عمده نفت و گاز جهان.
ن: بحراني‌آفريني و مديريت آن: كميته‌300 و توطئه‌گران جهاني با به راه‌انداختن بحرانهايي پشت‌سرهم و راهبري آنها، مردم همه نقاط جهان را از به دست گرفتن سرنوشت خويش بازمي‌دارند. گفتني است هم‌اكنون در آمريكا براي اجراي برنامه مذكور، يك مؤسسه مديريت بحران، به نام مؤسسه مديريت امور اضطراري به رياست يك فرد يهودي تأسيس و مشغول به كار شده است. به همين دليل است كه آمريكاييها هيچ‌گاه از حل بحران سخن نمي‌گويند و در قالب«تئوري تطويل بحران» درصدد مديريت بحرانها هستند.


اين مطلب آخرين بار توسط نویسنده در 22/10/2011, 14:31 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
رد: کتاب کمیته 300 به زبان انگلیسی
پست في 22/10/2011, 05:17  نویسنده
جان کولمن، یحیی شمس (مترجم)

فشردهء از پیشگفتار :

برای بسیاری از ما آشکار است که گردانندگان واقعی حکومت کشور ها ، کسانی که در ظاهر بر اوضاع سیاسی و اقتصادی و امور داخلی و خارجی فرمان می رانند ، نیستند . این نکته ، مرا هم مانند بسیاری از مردم در پی یافتن حقیقت و جستجوی علل نارساییها در ایالات متحده بوده ام ، به مقالات روزنامه ها یا نویسندگان ستونهای خبری متوسل ساخته بود . طبیعی است حقیقت در جای دیگری نهفته است .

در این مورد اصطلاح « جوینده یابنده است » همیشه درست از آب در نمی آید . واقعیتی که ما بدان دست یافتیم این بود که مردم در تاریکی قدم زده و بدون توجه به جهتی که کشور شان در حرکت است ، به سر نوشت آن اهمیتی نداده ولی همواره بر این باورند که بر مسایل کشور خود احاطه دارند . اکثر مردم ، آن چنان تحت تاءثیر چنین اندیشه ای قرار گرفته اند که رفتار شان همسو با نظرات حکومت پنهان ، شکل پذیرفته است .

ما اغلب می شنویم که « آنها » چنین یا چنان کرده اند . اما به نظر می رسد « آنها » به راحتی از مجازات قتلهایی که مرتکب شده اند رهایی یافته ، مالیاتها را افزایش داده و پسران و دختران ما را به سوی جبهه های جنگهای گسیل داشته اند که هیچ نفعی برای کشور ما در بر نداشته است . به نظر میرسد « آنها » بالاتر از دسترسی و دور از چشم اندازمان قرار دارند و هرگاه بخواهیم گامی علیه « شان » برداریم ، به گونه گیچ کننده ای با یاءس و عدم توفیق روبرو می شویم . ظاهرا هیچ کس قادر نیست بگوید « آنها » چه کسانی هستند . این وضعیت ، سالهاست که ادامه داشته است . در جریان مطالب این کتاب کوشش خواهم کرد هویت مرموز « آنها » را افشا کنم . پس از آن بر مردم است که نسبت به اصلاح اوضاع دست به اقدام زنند .

در سی ام آوریل 1981 ، من مقالهء مستندی در باب افشای هویت باشگاه رم به عنوان یکی از اقمار کمیتهء 300 به رشته تحریر در آوردم . این نخستین اشاره به این دو سازمان در ایالات متحده به شمار می آمد . بسیاری از پیشبینی های مقاله 1981، مانند به قدرت رسیدن مرد گمنامی به فیلیپ گونزالس در اسپانیا ، برگشت میتران به صحنهء قدرت در فرانسه ، سقوط ژسکار دستن و هلموت اشمیت و همچنین باز گشت به قدرت اشرافی سویدی و عضو کمیته 300 ، اولاف پالمه ، عقیم شدن ریاست جمهوری ریگان و ... از ابتکارات کمیته 300 می باشد ، به حقیقت پیوسته است .

مشارکت حکومت پنهان جهانی ، در یک توطءه کاملا آشکار علیه خداوند و بشریت که انقیاد و آزار و قتل عام اکثر مردمان باقیمانده بر روی کرهء زمین ، از زمان جنگ را هدف قرار داده ، بر کسی پوشیده نیست . در جامعهء اطلاعاتی مرسوم است که برای پنهان نگاه داشتن یک موضوع محرمانه آن را در معرض دید باز قرار می دهند .

حکومت پنهان جهانی ، موازی با حکومت آشکار در سطح بالا ، بر خلاف انتظار از زیر زمینهای مرطوب و اطاقهای تاریک طبقات پایین ساختمان ها استفاده نمی کنند . بر عکس ، خود را در کاخ سفید و کنگره و در ساختمان شماره 10 خیابان داونینگ و ساختمان های مجلی به نمایش می گذارند . در واقع به آن « موجودات » عجیب الخلقه ووحشت آور فیلمهای داستانی شباهت دارد که با قیافه های ناهنجار و مو های ژولیده و اندامهای دراز ، به روی همه چیز می لولند . در دوران جدید ، هیولای عجیب و موجود وحشت آور بر عکس ، لباسهای خوش دوخت بر تن می کند و در اتومبیلهای کشیده و گران قیمت به دفتر کار زیبای خویش به کاپیتول هیل می رود .

همهء این مردان در معرض دید قرار دارند . اینان بندگان « جهان تک حکومتی نظم نوین جهانی » هستند . به متجاوزین به ناموس شباهت دارند که حتی ممکن است قربانی خود را سوار بر اتومبیل نموده و تا محل تجاوز ، محترمانه و مودبانه راهنمایی نمایند . در چنین حالی ، آنان به هیچ روی عجیب و خطرناک به نظر نمی رسند . چه در غیر اینصورت ، قربانی از وحشت فرار را بر قرار ترجیح خواهد داد . بطور نمونه ، پرزیدنت بوش ، در نگاه اول ، به خادم بدون اردهء حکومت پنهان موازی شباهتی ندارد . ولی هرگز اشتباه نکنید ، او به همان اندازهء موجودات عجیب الخلقهء فیلمهای وحشت آور ، عجیب و خطرناک است .

برای لحظه ای به دستور کشتار بیرحمانهء بوش فکر کنید که چگونه یکصد و پنجاه هزار نفر از سربازان عراقی را که در کامیونها با پرچمهای سفید ، بر طبق مقررات کنوانسیون ژنو در حال برگشت و عقب نشینی به کشور شان بودند ، قتل عام نمود .

وحشت سربازان عراقی را در حالی که به اتکاء پرچمهای سفید خود ، به سوی خانه و کاشانهء خود روان بودند ، ولی ناگهان مورد حملهء هوایی امریکاییان قرار می کیرند ، مجسم نمایید . در قسمت دیگری از جبههء مقدم جنگ ، یکصد و بیست هزار نفر از سربازان عراقی در گودالی که در آن مشغول جنگیدن ، زنده زنده مدفون شدند . آیا در مفهوم واقعی ، این همان روش موجودات وحشت آفرین عجیب الخلقه نیست ؟ آیا پرزیدنت بوش دستور خود را برای چنین اقدام وحشت آوری از کجا دریافت نموده است ؟ بله ، او دستورات خویش را از موسسهء سلطنتی بین المللی که آن نیز به نوبه خود ، زیر فرمان کمیته 300 قرار دارد و به المپین ها معروف می باشد دریافت داشته است ....

کمیته 300 ، از نزدیک به یکصدوپنجاهسال پیش فعالیت خود را آغاز نموده ، اما شکل کنونی خویش را از سال 1897 ، یعنی حدود 95 سال پیش بدست آورده است . کمیته همواره دستورات خود را از مجراهای غیر مستقیمی ، همانند موسسهء سلطنتی روابط بین المللی صادر می کرده است . هنگامی که مقرر گردید یک نیروی برتر، ادارهء امور اروپا را زیر نظر بگیرد ، موسسهء سلطنتی روابط بین المللی ، موسسهء تاویستاک را بوجود آورد که این موسسه هم به نوبه خود ، دست به تشکیل سازمان ناتو زد . اعتبارات سازمان ناتو به مدت پنج سال به وسیلهء صندوق پول آلمانی مارشال تامین می شد ....

تذکر : آنچه در بالا خواندید بخشی از پیشگفتار دکتر جان کولمن بود در آغاز کتاب . دکتر جان کولمن ، زادهء آمریکا تبعه بریتانیا و افسر برجسته سازمان امنیت نظامی بریتانیا بوده که مدت بیست و پنج سال نقش دیده بان از تاریکی را به عهده گرفته و با ارتباطی که از آن زمان ، با عوامل پنهان و آشکار داشته ، توانسته گوشه ای از کوشش های این موجویت عجیب به نام « کمیته 300 » را بر ملا سازد .

مترجم در پیشگفتار کتاب آورده است :

در سال 1992 هنگامی که در یکی از کشور های انگلیسی زبان نسخهء کتاب حاضر را خریداری نمودم ، در راه بازگشت ، برای تغیر پرواز ، در کشور انگلیسی زبان دیگری ، با میزبان خود ضمن سایر مطالب ، دربارهء مضمون کتاب گفتگو نمودم و او را نیز به داشتن نسخه ای از کتاب علاقه مند یافتم . برای خرید کتاب به چند کتاب فروشی بزرگ مراجعه کردیم و در کمال تعجب ، هر چه بیشتر جستجو کردیم کمتر یافتیم . طبیعی بود که بین من و میزبانم بر سر نیافتن کتاب ، آن هم در چنین کشوری ، بحث گرم و طولانی به میان کشیده شود . دست آخر هر دو به این نتیجه رسیدیم که علت نایاب بودن کتاب و احتمالا جلوگیری از توزیع آن ، مسایلی بوده که در متن مورد اشاره قرار گرفته است
.
رد: کتاب کمیته 300 به زبان انگلیسی
پست في 22/10/2011, 05:23  نویسنده
کتاب "کمیته 300 کانون توطئه های جهانی" نوشته ی دکتر جان – کولمن، در این زمینه چنین می گوید: " دلیل موجودیت نظامهای پنهانی مانند سلحشوران اورشیلم، سنت جان و مردان میزگرد و گروه میلنر و سایر اجتماعات مخفی (ماسونی) چه می تواند باشد؟ اینان، بخشی از زنجیره ی گسترده ی فرماندهی سلطه گری جهانی را تشکیل می دهند که از باشگاه رم ، سازمان ناتو، مؤسسه ی سلطنتی امور بین المللی تا سرسلسله ی توطئه گران، یعنی کمیته ی 300، امتداد دارد. این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان و اسرار آمیز نیاز دارند، چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند".
یک توضیح: در کشور های غربی گروه های مختلف مخفی و سری فعالیت می کنند که بعضآً نام های اغواگری چون ( Illuminati = روشن ضمیران، روشن فکران ) و ... دارند. اکثر گروه های نامبرده ، گروه هایی توطئه گر و پیرو اهداف شیطانی هستند که دست بسیاری از آن ها برای محققین رو شده است. اکثر این گروه ها با وجود تفاوت های ظاهری، عقاید مشترک و اهداف یکسانی دارند. اسامی که به این گروه ها اطلاق می شود عبارتند از: Theosophical Society (انجمن عرفانی)(نامی که به هیچ عنوان درخور آنان نیست)، Occult (مخفی)، Secret Society (انجمن سری)، The Committee of Illuminati (کمیته ایلومناتی)،Masonry و Freemasonry. از این به بعد وقتی از ماسون ها یا فراماسون ها سخن می گوییم ، علاوه بر اعضای Freemasonry و Masonry به طور خاص، منظورمان اعضای گروه های دیگر نیز به طور عام می باشند. چرا که این گروه ها همگی عقاید و اهداف مشترکی دارند.
رد: کتاب کمیته 300 به زبان انگلیسی
پست في 22/10/2011, 05:25  نویسنده
تعریف و پیشینه فراماسونری
1.1 تعریف فراماسونری
می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن نیستند و یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن، نقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت این تشکیلات، برای ما مسلمانان امری لازم و ضروری است.
کلمه ی ماسون (mason) یعنی بنّا، فراماسون (Freemason) یعنی بنّای آزاد. ماسونری یک تشکیلات منظم جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می کند. کسی که عضو فراماسونری است، ماسون یا فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسون ها است، لژ نام دارد.
یکی از بزرگترین اهداف گروه های ماسونی این است که زمینه را برای حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان نمادین ضد مسیح (Antichrist = دجال)، یا به تعبیر بعضی از گروه های ماسونی، فرعون جدید (New Pharaoh) آماده کنند. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود، کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف و افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی هستند که: «مسئله یک توطئه است، که این توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی «شیطانی» است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.»
کتاب «کمیته 300 کانون توطئه های جهانی» نوشته ی دکتر جان – کولمن، در این زمینه چنین می گوید: « دلیل موجودیت نظامهای پنهانی مانند سلحشوران اورشیلم، سنت جان و مردان میزگرد و گروه میلنر و سایر اجتماعات مخفی(ماسونی) چه می تواند باشد؟ اینان، بخشی از زنجیره ی گسترده ی فرماندهی سلطه گری جهانی را تشکیل می دهند که از باشگاه رم، سازمان ناتو، مؤسسه ی سلطنتی امور بین المللی تا سرسلسله ی توطئه گران، یعنی کمیته ی 300، امتداد دارد. این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان و اسرار آمیز نیاز دارند، چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند.»
در کشور های غربی گروه های مختلف مخفی و سری فعالیت می کنند که بعضآً نام های اغواگری چون (Illuminati = روشن ضمیران، روشن فکران) و ... دارند. اکثر گروه های نامبرده، گروه هایی توطئه گر و پیرو اهداف شیطانی هستند که دست بسیاری از آن ها برای محققین رو شده است. اکثر این گروه ها با وجود تفاوت های ظاهری، عقاید مشترک و اهداف یکسانی دارند. اسامی که به این گروه ها اطلاق می شود عبارتند از: Theosophical Society (نامی که به هیچ عنوان درخور آنان نیست)، Occult، Secret Society، Illuminati، The Committee of 300،Masonry و Freemasonry. از این به بعد وقتی از ماسون ها یا فراماسون ها سخن می گوییم، علاوه بر اعضای Freemasonry و Masonry به طور خاص، منظورمان اعضای گروه های دیگر نیز به طور عام می باشند. چرا که این گروه ها همگی عقاید و اهداف مشترکی دارند.

1.2 نحوه پیدایش
جهان در حال تغییر است و در همه جا می توان این تغییر را احساس کرد.
«من در باره دجال به شما هشدار می دهم و هیچ پیامبری نبود مگر اینکه درباره او هشدار داده اما من به شما چیزی می گویم که هیچ پیامبری به قومش نگفته؛ بدانید او یک چشم دارد و خدا یک چشمی نیست.» حضرت محمد- صحیح بخاری
.

تقریبا تمامی فرهنگ ها و تمدن ها آمدن او را پیش بینی کرده اند. در حالیکه بیشتر انسان ها از او می ترسند، اندکی نیز هستند که چندین هزار سال برای آمدن او خود را آماده کرده اند و فرش قرمز را پهن کرده اند یا در واقع فرش شطرنجی...
20 سال بعد از تسخیر اورشلیم، مسجد قبة الصخره به تصرف گروهی از راهبان جنگجو در آمد که خود را شوالیه های معبد سلیمان می نامیدند یا به طور ساده تر «شوالیه های معبد یا knight templar ». در اورشلیم معبدیان هر روز بیشتر و بیشتر از تعالیم مسیح منحرف می شدند. آنها آموزه های مخفی کابالا را فراگرفتند؛ نوعی جادوی قدیمی یهودی همراه با مراسم و آداب تاریکش، که یهودیان این آموزه ها را از مصریان باستان در طول دوران برده داری فراعنه آموخته بودند و ان را در زمان بخت النصر در بابل توسعه دادند. در سال 1307 فیلیپ پادشاه فرانسه آن ها را به جرم انکار مسیح، همجنس بازی، بت پرستی به علاوه سحر و جادو دستگیر کرد... ولی این پایان کار آنها نبود. تعالیمی را که در بابل و مصر باستان به وجود آمده بود، تا به امروز به صورت مشهود به کار گرفته می شود:


نظم نوین جهانی یا New World Order :



چیزی که در خطر است بیشتر از یک کشور کوچک است، یک ایده بزرگ است



نظم نوین جهانی یا New World Order
چیزی که در خطر است بیشتر از یک کشور کوچک است، یک ایده بزرگ است.[1]
[]سیاست مدارانی که توسط ماسون ها پشتیبانی می شوند، جهان بینی ماسونی را تبلیغ می کنند. لژهای مخفی ماسون ها به روی اعضای ارتش فرانسه باز شد؛ طرز تفکر فراماسون ها به افسران عالی رتبه و ژنرال ها تزریق شد. با وجود مردم، سیاست مداران و ارتشی که تحت کنترل ماسون ها بود، بالاخره ماسون ها موفق شدند ضربه خود را وارد کنند. فراماسونری همیشه مخفیانه اما به طور مستمر فعالیت می کردند تا زمینه را برای انقلاب مهیا سازند و به واقع آنها تنها رهبران انقلاب فرانسه بودند، هنگامی که به اصطلاح «بنیان گذاران آمریکا» کنار صخره پلیموث پیاده شدند نه تنها با خود، محرومیت مردم از حق رای را آوردند، بلکه اصول فراماسونری اروپا را نیز با خود آوردند. بی عدالتی که باعث شد بنیان گذاران آمریکا از اروپا فرار کنند در سرزمین جدید هم پیدا می شد، به شکل رژیم استبدادی بریتانیا و برای به تسلط درآوردن این سرزمین جدید؛ فراماسون ها همان روشی را بکار بردند که در کنترل فرانسه استفاده کرده بودند اگرچه پادشاهی بریتانیا توسط ماسون ها اداره می شد اما جنگ برای استقلال آمریکا امری ضروری بود چرا که اگر آمریکا استقلال می یافت جریان شکست ماسون ها از تاپلئون و ارتشش دوباره تکرار می شد، بنابراین فراماسون ها درسی فرا گرفتند که تمام رهبران آینده مقاومت بایستی از برنامه های ماسونی تبعیت کنند و بهترین راه برای رسیدن به این مقصود این بود که رهبر خودش یک ماسون باشد و کسی که جنگ استقلال آمریکا را شروع کرد جورج واشنگتن بود که در 4 جولای 1776 بیانیه استقلال آمریکا اعلام شد و در 17 اکتبر 1781 میلادی سرانجام بریتانیا شکست خورد و تمام مناطق مستعمرهرا تسلیم آمریکایی ها کرد و بدین ترتیب اولین کشور و نماینده تام الاختیار ماسونی متولد شد. علامت حضور ماسونری در روی اسکناس های یک دلاری قابل مشاهده است که تصویری از جورج واشنگتن(اولین رئیس جمهوری فراماسونری دنیا) دارد و نماد فراماسونری به نام «چشم جهان بین» را دارد.


و بدین ترتیب «نظم نوین جهانی» متولد شد.

مصریان باستان و بریتانیا و فراماسونری
وحی 13(عهد جدید)

« ... و من در کنار شنهای ساحل ایستادم و دیدم دیوی از دریا بیرون آمد در حالی که هفت سر و ده شاخ داشت، که ده تاج روی شاخ هایش بود و روی سرش اسم کفر بود، دیوی که دیدم شبیه پلنگ بود و پاهایش شبیه پاهای خرس و دهانش شبیه دهان شیر بود و اژدها قدرت و تاج و تخت عظیمش را به او داده بود و او همه را وا می دارد، چه کوچک چه بزرگ، ثروتمند یا فقیر، آزاده یا اسیر، تا نشانه ای در دست راست و یا روی پیشانیشان دریافت کنند و آنگاه هیچ کس حق خرید و فروش ندارد به جز کسانیکه نشان دیو، اسم دیو و یا عدد اسم او را داشته باشند. حکمت در اینجاست، به او که می فهمد اجازه بده تا عدد دیو را بشمارد که از اعداد انسان هاست و عدد این است: 666. »
کالج هراندی بریتانیا، با استفاده از یک سیستم راهنما به قدمت 500 سال، نشان خانواده سلطنتی انگلیس را طراحی کرداین تصویر تغییر اندازه داده شده است. روی نوار جهت مشاهده سایز اصلی تصویر کلیک کنید. سایز اصلی تصویر 658x460 می باشد و حجم آن 77KB است.

نماد های بکار رفته در نشان سلطنتی بریتانیا، اصلیت عبرانی-بنی اسرائیلی آن را نمایان می کند، طبق انجیل:
1. شکل پرانتزی، نماد پادشاه عبرانی دیوید(داوود) است.
2. شیر غران مذکور و اسب تک شاخ که سپر را نگه داشته اند، نماد قوم اسرائیل است.
3. شعار Dieu et mon droit[1] یعنی «خدا و حق من» که اشاره دارد به «حق حکمفرمایی پادشاهی بریتانیا در داشتن تخت سلطنت ابدی از طرف خدا».
4. نکته جالب تر اینکه تمام نمادهای بکار رفته در آن درست همان نشانه های ذکر شده در کتاب مقدس انجیل درباره «دجال» است.
مصریان باستان، جزئیات فرهنگ و تاریخشان را در مققره ها، معبد ها و روی سفال ها ثبت کرده اند و حال سوال اینجاست که چرا ریزترین جزئیات زندگی مصریان باستان ثبت شده اما درباره بزرگترین کاری که انجام داده اند، یعنی در «اهرام ثلاثه» مطلبی وجود ندارد. چرا؟
جواب در اینجاست: چون این معما یا راز باستانی تکه ای از یک پازل است. آنچه که در ادامه می آید شواهدی را عنوان می کند که بیان کننده ربط مصریان باستان به فراماسونری و حکومت سلطنتی بریتانیا است:
1. سنگ یعقوب، یکی از بزرگ ترین خاندان عبرانی، زیر تخت سلطنتی ملکه انگلیس چه کار می کند؟
2. چرا ملکه انگلیس در مراسم تاجگذاری، در بالای پلکانی نمادین به شکل هرم مصری، تاجگذاری کرد؟
3. روی تاج سلطنتی، 12 سنگ به نشانه 12 قبیله عبرانی وجود دارد. 12 سنگی که روی لباسی که روحانیون اعظم عبرانی اهل کنعان می پوشیدند نیز وجود دارد.
4. پرچم ملی انگلیس-جک متحد- نشانه اتحاد دوباره قبایل 12گانه یعقوب یا جک-بالا است.


پرچم از سه رنگ قرمز، سفید، آبی تشکیل شده که همان سه رنگ بکار رفته در تاج های مصر باستان است.
5. اصل عصای سلطنتی به مصر باستان برمی گردد که توسط خدای مصر باستان، آمِن و نیز توسط فراعنه مصری که خود را پسر خدا می نامیدند، حمل می شود. عصای سلطنتی اکنون توسط یکی از نوادگان فرعونی، ملکه الیزابت دوم حمل می شود.
6. شلاق یا تازیانه ملکه انگلیس که تا حدودی در زیر بازویش پنهان است که در اصل متعلق به فراعنه مصر است.
7. نماد زنبور که روی صندوقچه سلطنتی ملکه امگلیس یافت می شود که در مصر باستان نشانه پادشاهی مصر و سرزمین مصر بوده است.
8. نمادهای بکار رفته در نشان خانواده سلطنتی انگلیس اصلیت عبرانی خانواده سلطنتی را مشخص می کند.
9. سربندی که قاضی ها و کارمندان عالی رتبه ملکه انگلیس می پوشند، ریشه اش به مصر باستان برمی گردد.
10. دامن مردانه ای که پرنس جارلز(بزرگترین پسر الیزابت دوم) می پوشد که در مصر باستان توسط فراعنه پوشیده می شود.
11. ازدواج با محارم در خانواده سلطنتی مصر باستان انجام می شد. مادران با پسران، برادران با خواهران ازدواج می کردند، تا قدرت و ثروت در خانواده حفظ شود و ارتباط این مورد به شرح زیر است:
حکومت سلطنتی بریتانیا همانند اجداد فرعونیشان تاریخ طولانی ای از ازدواج ها با محارم دارد. جنگ آخرالزمان بین 2 جناح خواهد بود و این 2 جناح توسط 2 تبار و دودمان، دیرینه و متفاوت، رهبری می شود. یک سمت، دودمانی است که بر سایره ما حکمرانی می کند و سمت منحصر به فرد دیگر که در مورد آن در بخش آمریکا و فراماسونری توضیح خواهیم داد. دودمان اول، از خانواده های ممتاز سلطنتی تشکیل شده و می تواند به عقب و به اصل و نسب فراعنه، ردیابی شود. آیا می دانید چه اتفاقی برای فراعنه افتاد؟ آیا آنها یک دفعه ناپدید شدند؟ آنها از اروپا به مصر مهاجرت کردند و سپس فرمانروایی سراسری خود را در امپراتوری روم مقدس بنا کرده و مستقر کردند. همان خاندان، شروع به گسترش در اروپا کردند، اما وقتی نوبت به ازدواج می رسید، آنها همیشه ان را درون خاندان نگه می داشتند تا این دودمان شرور و تبهکار ادامه پیدا کند. سپس فرمانروایی خود را در بریتانیای کبیر بنیان نهاد. نام «وینزُر» نام واقعی حاکم بریتانیای کبیر نیست و به عنوان پوششی برای مخفی نگه داشتن دودمان اصلی و واقعی می باشد. چندین قرن فرمانروایی از بریتانیا، این دودمان را مطمئن ساخت که بیشترین بهره را از «جهان جدید» برده است و آرام آرام، فرمانروایی سراسری خود را در آمریکا بنیان نهاد.
[][1]تلفظ شود: دوآ ایت مون دوآت
هرم ماسونریسوالی وجود دارد... چرا ما فکر می کنیم دجال به زودی خواهد آمد؟ برای اینکه نشانه ظهورش در همه جا موجود است: نماد خانواده سلطنتی انگلیس، نماد اسب تک شاخ و شیر که روی برخی از محصولات وجود دارد و ... چرا برخی از نماد ها مثل این عکس ها مد شده است؟

[size=12]
باید به بررسی کسانی که صنایع ما را کنترل می کنند بپردازیم به هرم زیر توجه کنید:


از این قسمت به بعد روی اهداف تمرکز میکنیم...






[]آنها معتقدند که با انجام پروژه ماسونی که در پایین آن گفته اند "NOVUS ORDO SECLORUM"، «نظم نوین برای قرن ها» و "ANNUT COEPTIS" ، «طرح ما با موفقیت روبرو خواهد شد» .
در نتیجه: او با پروژه ما راضی خواهد شد(خدایی که به آن معتقند، با انجام این پروژه راضی خواهد شد).
که معنای اصلی پروژه «سکولاریزه کردن جهان» یا «تهی کردن کامل جهان از عقاید مذهبی» که می شود نظم نوین جهانی یا آیین معابد جدید دنیوی که بر پایه اوهام و مادی گرایی است. این جهان پر از لذات دنیای است که انسان نمی تواند به همه آنها برسد، اما به خاطر این تبلیغات گسترده شما تمام زندگیتان را وقف رسیدن به این لذات می کنید و برای رسیدن به این لذات باید بخشی از این سیستم دجالی شد و به آن خدمت کرد که این از شما یک برده خواهد ساخت.
در حقیقت آنها از قرن ها پیش این کار را کرده اند، به طور سری هر جنگ و انقلاب و بحرانی را مهندسی کرده اند. آنها هر چه که شما می خوانید، می شنوید و می بینید را کنترل می کنند آنها با تلقین طرز فکر مورد نظرخود، افکار کثیری از جمعیت مردم را مدیریت کرده اند و در پست های کلیدی قدرت نفوذ کرده اند و به صورت سری نظام ساسی جدیدی را پایه گذاری کردند و همچنین نظام اقتصادی نوین و شیطانی تر از آن«نظام دینی نوین»...

2. کنترل ذهن
[]مدارکی از پایه ریزی بنیانی این گروه برای کنترل جهانی و ظهور دجال در اطراف ما وجود دارد. از نگاه تاریخی کنترل و اداره نظرات سیاسی، سلاح اصلی فراماسون ها برای تحت کنترل گرفتن کشورها و دولت ها بوده است. به محض اینکه حکمرانان و سیاست مداران یک کشور تحت کنترل در آمدند، قوانین و ساختار سیاسی آن کشور می تواند مطابق با دستورات آنها کنترل شود. اگرچه محدود کردن بدن الزاما به معنای محدود کردن ذهن ها نیست، فراماسون ها دریافتند که طرح آنها برای تشکیل دولت جهانی کاملا منوط به مطیع ساختن توده های مردم در برابر دستوراتشان است و در نتیجه از بین بردن موانع اهدافشان یا به طور خلاصه موثرترین و کارآمدترین روش برای کنترل جهان از طریق کنترل ذهن.
بزرگترین تهدید برای نقشه آنها که از هر ارتشی و هر قانونی خطرناک تر است خطر ذهنی است که آزادانه بتواند فکر کند. برای رسیدن به اهدافشان همانطور که گفته شد باید کنترل داشته باشند و بهترین شیوه کنترل این است که فکر کنید آزاد هستید در حالی که به شما تلقین شده که فکر کنید آزاد هستید. همانطور که جرج چارلین(منتقد و مخالف ایالات متحده) در سال 1991 طی یک سخنرانی اعلام کرد:
دولت ایالات متحده آمریکا شهروندانی که بخواهند آزادانه انتقاد کنند، نمی خواهند آنها کارگران مطیع می خواهند که آنقدر باهوش باشند که بتوانند ماشین ها را به کار اندازند و کاغذ بازی کنند و آنقدر بدون مقاومت که کارهایی که هر روز اضافه می شوند را با حقوق پایین تر و ساعت کار بیشتر، سود کمتر و حداکثر اضافه کاری انجام بدهند... من یک آمریکایی خوب نیستم چون می خواهم خودم نظرم و احساسم راجع به مسائل مختلف را شکل بدهم نه آن طوری که دولت ایالات متحده دستور می دهد که باشم و انطور که می گویند حرکت کنم من قانون خاصی برای زندگی خودم دارم: هر چیزی که دولت به من بگوید باور نمی کنم، هیچی... صفر. مسائلی وجود دارد که بیشتر از اینکه ما را متوجه تفاوت هایمان بکند متوجه شباهت های ما هست، چون هر چیزی که در این کشور می شنوید درباره تفاوت هاست این روشی است که طبقه حاکم در هر جامعه ای انجام می دهد: آنها سعی می کنند مردم را از هم جدا کنند، طبقه متوسط و پایین را به جان هم می اندازند تا ثروتمندها پولها را بالا بکشند و همیشه به بانک بروند... من اجتماع را به این صورت تقسیم می کنم:
1. ثروتمندها پولها را برای خودش نگه می دارد و مالیات نمی دهد.
2. طبقه متوسط انواع مالیات را می پردازد و همه کارها را می کند.
3. طبقه پایین هم فقط وجود دارند تا اهرم فشاری به طبقه متوسط شوند و سرشان به کار خودشان گرم شود.

]به یاد جورج چارلین 1937 تا 2008
برای از بین بردن این تهدید و رسیدن به اهداف، فراماسون ها نقشه ای طراحی کرده اند که در تمامی جنبه های زندگی انسآنها کنترل دارد، «کنترل رسانه» و سلاحی که علیه انسان ها از آن استفاده می شود در هر خانه ای موجود است که افراد را سرگرم نگه می دارد و آنها را شست و شوی مغزی می دهند بدون آنکه متوجه باشند.
نوعی کنترل ذهن افراد برای کودکان است چرا که افراد در سنین خردسالی بسیار دقیق هستند و صحنه های بسیار ریز و جزیی را در ناخودآگاه خود ذخیره می کنند و این مطلب را فراماسون ها دریافتند و طرحی بسیار زیرکانه و شیطانی برای گسترش فساد در جامعه انجام داده اند تا فساد را در جامعه گسترش دهند چون جامعه ای که فاسد و منحرف باشد، جامعه ای است که می توان براحتی بر آن حکمرانی کرد چون هر کس که پای پوچ بایستد هر چیزی باعث سقوط او خواهد شد و این جامعه ای است که آنها برای ظهور دجال می سازند. تکامل سوپر استارها یا بت ها، نشانه ای روشن از نقشه کسانی است که در پشت پرده این صنایع قرار دارند، همه ما قربانی آموزش شیطانی آنها هستیم.
در کنترل ذهن کودکان از طریق کارتون ها، هنرمندان برای کشیدن آلت جنسی در کارتون ها از تکنیکی استفاده می کنند که در آن ابتدا با کشیدن یک نماد جنسی شروع می کنند و بعد آن را در یک طرح نهایی پنهان می کنند، این نمادها غریزه جنسی کودکان را در سنین خیلی زود فعال می کند یا به اصطلاح پیش فعالی.
این خود یک نوع جنگ روانی است که ریشه اش در آلمان نازی است و در ایدئولوژی نازی چیزی دارند به نام «ولتن شون کریگ» یعنی جنگ جهان بینی ها؛ ایده اش این بود که جهان بینی نازی را بر ذهن کشورهای اشغال شده تحمیل کند، آمریکایی ها ایم ایده را برگرداندند و نسخه آمریکایی اش را ساختند که به آن جنگ روانی می گویند.


3. رسانه

چیزی که بشر از آن رنج می برد یک هیپنوتیزم گسترده است و ما توسط افرادی مانند گویندگان خبر، سیاست مداران، معلمان و سخنرانان هیپنوتیزم می شویم، بزرگترین ابزار هیپنوتیزم تلویزیونی است که در خانه ما وجود دارد و مکررا حرفهایی را تکرار می کند که باید به عنوان حقیقت پذیرفته بشوند. در جوامع امروزی مردم بیشتر و بیشتر وقت خودشان را صرف رسانه های مدرن می کنند: تلویزیون، سینما، بازی های رایانه ای، اینترنت، داستان ها و موسیقی های معروف و ... که جز مهمی از زندگی مردم شده است. در حالی که اینها گستره عظیمی از اطلاعات را عرضه می کند که به طور خودآگاه یا ناخودآگاه در ذهن مردم قرار می گیرد؛ اطلاعاتی در مورد جامعه، ایده آل ها، اخلاقیات و تفاوت خوب و بد... تا روشی که اجتماعات و اقتصاد ها سازماندهی می شوند تا هر روز از مقابل دید افراد بگذرد.. این رسانه ها با ارائه دیدگاه های خاصی نسبت به جهان و هر چه که وجود دارد، نقش مهمی را در تعیین مبانی ایفا می کنند، بنابراین اگر گروهی بر اطلاعاتی که توسط این رسانه ها انتشار می یابد کنترل کامل داشته باشد قدرت کاملا موثری دارد تا بتواند تقریبا طرز فکر مورد نظر خود را به تمام توده های مردم جهان تلقین کند و این در حقیقت روشی است که فراماسون ها دارند، که به صورت ویژه از صنعت سرگرمی برای فضاسازی در جهت کنترل طرز تفکر مردم استفاده می کنند، چه آشکار چه پنهان. با آنکه روشهای مورد استفاده متفاوت است اما هدف اصلی تحمیل عقائد، جهان بینی و اهدافشان بر مردم است طوری که فکر کنید این افکار برای خودتان است.
تنها باید تحقیق ساده ای انجام داد تا بتوان دید که چه کسانی صاحبان رسانه در جهان هستد که همان اقلیتی هستند که انجمن های مخفی را در جهان اداره و کنترل می کنند: صیهونیست ها، شیطان پرستها، و یهودی هایی که اغلب اشکنازی هستند(یهودی هایی با نژاد آلمانی) که مالک و مدیر رسانه های موسیقی، سینما، تفریحات و صنایع مستهجن و هرزه نگاری هستند؛ تنها برای یک هدف تلقین شما ازطریق کنترل ذهن. تداوم حیات این دسته گروه ها به شست و شوی مغزی و تلقین انسآنها وابسته است اگر نه در جامعه ای که ساختار سالم و جامعه ای آزاد داشته باشد، ظلم هیچ راهی ندارد و نظم نوین جهانی آنها پذیرفته نخواهد شد.
فیلم های سینمایی در 2 سطح دارای پیام هستند:
1. برای مخاطبین ناآگاه و عوام مردم که پیغام به صورت صریح است.
2. معانی عمیق تر و مخفی تر در پشت تولیدات رسانه هایی که مالکان و یا مدیران آنها افرادی پنهان و مرموز هستد.
این موضوع در مورد موسیقی هم صدق می کند؛ ممکن است آنچه که به عنوان آهنگ عاشقانه ای خطاب به همسر بیان شود در واقع ماهیتش، پرستشی خطاب به دجال و سیستمش است. یکی از این آهنگها را به شرح زیر است:
***
تو فقط چیزهایی رو می بینی که چشمات میخواد ببینه
چطور ممکنه زندگی طوری باشه که تو می خواهی باشه
تو منجمد شدی
وقتی که قلبت باز نباشه
با چیزی که برای پیش میاد، از پا می افتی
وقتت رو با پشیمونی و نفرت هدر میدی
تو شکسته شده ای وقتی قلبت باز نباشه
ای کاش می توانستم قلبت را ذوب کنم
اون وقت دیگه هیچ وقت از هم جدا نمی شدیم
خودت رو به من تسلیم کن
کلید در دست خود توست
حالا دیگه پیدا کردن مقصر هیچ دردی رو دوا نمی کنه
باید بدونی که منم به اندازه تو عذاب می کشم
اگر تو رو از دست بدم قلبم خواهد شکست
عشق پرنده ای هست که به پرواز نیاز داره
بذار همه غمهای درونت بمیرن
تو منجمد شده ای وقتی قلبت باز نباشه
مفهوم آهنگ: شما دارید با مقاومت وقت خودتان را تلف می کنید پس خودتان را به من تسلیم کنید.
***
این به این معنی نیست که هر کسی در صنعت موسیقی کار می کند شیطان پرست است یا دستوراتی را دنبال می کند، خواننده های بسیاری هستند که هنرمندان بزرگی هستند و آهنگ خودشان را می سازند همانند مایکل جکسون و باب مارلی که از موسیقی خود برای بیان مطالب مهم استفاده کردند که ابتدا چهره اجتماعی آنها را مخدوش کردند و با ادامه راهشان آنها را از دور خارج کردند. باب مارلی یک نوع ایده آسیب شناسی داشت و معتقد بود که نژادپرستی و نفرت مردم را درمان کرد، درمان لفظی با استفاده ار تزریق عشق و موسیقی در زندگی مردم. وقتی برنامه ای برای یک جنبش صلح ترتیب داد، افراد مسلح به خانه اش رفتند و متوفقش کردند. 2 روز بعد او روی صحنه رفت و آهنگ خوند، یک نفر از او پرسید چرا؟ و در جواب گفت: کسانی که دارند تلاش می کنند تا شرایط جهان را بدتر کنند، یک روز را هم از دست نمی دهند، من چطور می تونم؟
با این وجود بیشتر خواننده های پاپ ابزاری برای ایلومناتی و دجال هستند؛ این خوانندگان، هنرمندان واقعی نیستند و آهنگ و شعر موزیکشان را خودشان نمی نویسند، بلکه فقط آنطور که به آنها گفته شده عمل می کنند. از آنجایی که این صنعت را ایلومناتی کنترل می کند، آنها بیشتر آهنگهای برتر را انتخاب می کنند تا جو لازم را برای موفقیت بدست آورند. این خوانندگان تنها یک صدای قابل قبول دارند و برخی از آنها طرح اصلی و بزرگ را درک نمی کنند و برخی دیگر به خوبی با آن آشنا هستند. ما در جهانی در حال زندگی هستیم که توسط افراد بیمار اداره می شود و تفاوت بین آنچه که می شونیم می بینیم با آن چیزی که حقیقت دارد بسیار زیاد است.

انرژی و معماری
[]برای شروع این بخش ابتدا باید مفهوم انرژی را درک و سپس در ادامه توضیح اینکه چرا ساختمان ها به شکل کنونی ساخته می- شوند، آورده می شود.
انسان ها در 3 سطح قابل کنترل هستند:
1. ذهن
2. بدن
3. روح
وقتی بدن انسان را به کوچکترین ساختارهایش تجزیه می کنید، بعد از سلول ها و مولکول ها، به اتم ها و الکترون ها و پروتون ها می رسید؛ به این معنی که انسان در بنیانی ترین شکل از انرژی ساخته شده است و همین طور جهان اطراف و یا به صورت خلاصه تر «همه چیز انرژی است».
خداوند انسان ها را به صورت یک انتقال دهنده انرژی خلق کرده که محیط اطراف می تواند روی انسان اثر بگذارد و از آن مهمتر که انسان می تواند روی انرژی های اطرافش اثر بگذارد. انسان می تواند انرژی مثبت یا انرژی منفی از خود صادر کند و از این انرژی ها تاثیر بگیرد. اگر انسان شروع به صادر کردن انرژی مثبت با نوسان بالا کند، این انرژی با انرژی بیرونی مثبت ترکیب شده و به انسان باز می گردد و او را در میدانی از انرژی مثبت قرار می دهد؛ این جریان برای انرژی منفی هم صادق است؛ بخاطر همین است که می گویند:«هر کاری بکنید به خودتان باز خواهد گشت». بنابراین انسان بسیار تحت تاثیر محیط اطرافش است و در کنار انرژی مثبت و شفادهنده طبیعت احساس خیلی خوبی دارد و در کنار انرژی تقریبا مرده شهر، حتی اگر منفی نباشد احساس خوبی ندارد. به عنوان مثال: اگر انسان وارد مسجد شود مستقیما انرژی مثبت و روحانی را دریافت خواهد کرد و برای همین است که در بیشتر مساجد نوشته شده است:«در این مکان چیزی جز عبادت و یاد خدا همراه نیاورید.». این عبادت خدا است که انرژی انتقالی مساجد را مثبت و روحانی می کند و به همین خاطر است که 99 درصد مساجد شکلی یکسان برای انتقال انرژی دارند:



این معماری تنها مختص به مساجد نیست و در کلیساها نیز بکار می رود
این تصویر تغییر اندازه داده شده است. روی نوار جهت مشاهده سایز اصلی تصویر کلیک کنید. سایز اصلی تصویر 966x566 می باشد و حجم آن 213KB است.

هشت وجهی ها، گنبدها، هرم ها قوی ترین ساختارها برای انتقال انرژی هستند و آن چیزی که بر نوع انرژی انتقالی تاثیر می گذارد، نوع فعالیت های انسانی که در آن ساختارها انجام می پذیرد، می باشد.
وقتی به ساختمان های اداری یا دولتی و طبقه ممتاز می رسیم، مطمئنا بسیاری از فعالیت ها و تشریفات، بعد از زمان اداری در آنجا انجام می شود که منجر به مهار و انتقال انرژی منفی یا شیطانی خواهد شد. پشت درهای بسته فراماسون ها آزاد هستند تا از انجام مراسم و تشریفات و جادوهایی که از نیاکانش به آنها رسیده است، لذت ببرند و این مراسم، تبدیل به سطح بندی های اعضایشان می شود که آن را «رتبه» می نامند. تقریبا تمام ساختمان هایی که طبقه ممتاز صاحبان آن هستند، از ساختارهایی با نام هندسه مقدس استفاده می کنند، زیرا این مفهوم جامع نسل به نسل منتقل شده است.
این تصویر تغییر اندازه داده شده است. روی نوار جهت مشاهده سایز اصلی تصویر کلیک کنید. سایز اصلی تصویر 1024x768 می باشد و حجم آن 485KB است.

دراینجا به مفهوم دروازه ستاره ای می رسیم، دروازه های ستارهای نقاطی روی زمین هیتند به نام «نقاط گردابی»، که انرژی زیادی در این نقاط متمرکز است. اتفاقی که افتاده این است که ماسون ها بسیاری از ساختمآنهایشان در این نقاط گردابی ساخته اند و از آنجایی که شیطان پرست هستند و بر این باورند که لوسیفر-شیطان- خدای واقعی شان است و انرژی که در این ساختمان ها منتقل می شود انرژی شیطانی و منفی است و توسط مناسک جادویی و شیطانی که در این ساختمان ها انجام می پذیرد موجودات ابعاد دیگر احضار می شوند.
در نهایت این جنگ بر سر انرژی است و دجال نمی تواند بیاید تا زمانی که انرژی در سرتاسر جهان، در وضعیت مشخصی قرار بگیرد. با یک تحقیق ساده می توان دریافت که مهمترین بناهای روی زمین، در محل تقاطع خطوط انرژی ساخته شده اند. خطوط انرژی، مکان های استراتژیک انرژی روی زمین را مشخص می کنند.
این تصویر تغییر اندازه داده شده است. روی نوار جهت مشاهده سایز اصلی تصویر کلیک کنید. سایز اصلی تصویر 1024x580 می باشد و حجم آن 377KB است.

هنگامی که اشکال هندسی مقدس، خطوط انرژی و معماری همراه هم باشند، آنگاه یک دروازه ستاره ای ساخته شده است، که به ورودی ها با ابعاد متفاوت اجازه می دهد با هم تقاطع داشته باشند و باز شوند.
یکی از نقاط گردابی زمین دقیقا در محل کعبه است، نکته مهمی که در اینجا باید گفته شود، از این قرار است:
در اسلام یا قرآن، خداوند به ما آموخته که اگر تمامی انسان ها و تمامی جنیان با هم ملحق شوند تا معصیت کنن و از خدا دوری کنند، آنگاه خداوند«ذره ای از ارزش و اقتدار و حکومتش» کاسته نمی شود. اگر تمامی انسان ها و تمامی جنیان با هم ملحق شوند تا لحظه به لحظه زندگی خودشان را وقف عبادت و پرستش خداوند یکتا کنند آنگاه خداوند«ذره ای از ارزش، به اقتدار و حکومتش» افزوده نمی شود. این فلسفه می آموزد که خداوند نیازی به شما یا مناسک یا عبادات و یا پرستش های شما را ندارد و شمایید که به او محتاجید.
بنابراین وقتی برای مثال، در مورد کعبه بحث می کنیم، مسلمانان بایستی یک بار در زندگی شان به حج بروند و این یکی از ارکان پنج گانه اسلام است. بیشتر مسلمانان این را پذیرفته اند و بیشتر آنها بدون سوال اینکار را انجام می دهند و این اساس اعتقاد است و خیلی خوب می باشد اما، این بدان معنی نیست که با پرسش نتایج بد و منفی بگیرید.
وقتی به کعبه می روید هفت بار دور آن می چرخید. ماهیت این پرستش، این نیست که شما یک سنگ یا یک خانه یا یک کعبه را می پرستید . کعبه صرفا، نقطه کانونی یا مرکزی است که مسلمانان بایستی انرژی و عبادات خودشان را به سمت آن، متحد و متمرکز کنند، آن هم از طریق اعمالی که در واقع، عبادت و پرستش خداست. اگر حتی کعبه در محل کنونی خود نبود، باز هم، همه مسلمانان عبادت خود را در جهت آن نقطه انجام می دادند؛ چون آنجا، صرفا نقطه اتحادی است که همه افراد، بایستی موقع عبادت پروردگارشان به آن سمت رو کنند.
حقیقت این است که انرژی کعبه، قوی ترین انرژی روی زمین است چرا که، محل عبور بیشترین تعداد خطوط انرژی روی زمین است و قوی ترین انرژی روی زمین را منتشر کرده و انتقال می دهد. جهت جریان کعبه نیز، خلاف جهت عقربه های ساعت است و با چرخیدن هم جهت با این انرژی، روح خود را تعالی می بخشید تا از قید مکان و زمان رها شوید و به سطوح معنوی و روحانی می رسید که به ندرت در سایر نقاط زمین، می توانید چنین حسی را تجربه کنید و این حقیقت که اینکار باید 7 بار انجام شود و آموخته شده که 7 آسمان یا 7 سماوات و یا 7 طبقه روحانی وجود دارد و با هر چرخش، شما را از لحاظ روحانی، از یکی از این طبقات آسمانی، عبور می دهد تا بتوانید به نهایت حالت دانایی و معرفت و معنویت برسید.

 

کتاب کمیته 300 به زبان انگلیسی

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 

صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
تارنما و نشریهء پرچم  :: فهرست :: مضامين و پیامها-
پرش به: