سردبیر: عظیم بابک-- ایمیل : info@pendar.eu
 
الرئيسيةالرئيسية  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  

شاطر | 
 

 قیامی علیه غول ها

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
نویسنده
Admin


تعداد پستها : 160
تاريخ التسجيل : 2009-02-20

پستعنوان: قیامی علیه غول ها    19/10/2011, 19:29


امریکا - رهبران طرفدار سرمایه داری در هیچ کجا درامان نیستند.نه در هند و نه در ایالات متحده


دیوید ایگناتیوس
آنچه که در خصوص قیام وال استریت درخور توجه است شباهت ان به خیزش های مردمی است که در چند فصل گذشته در سایر نقاط جهان بخصوص خاورمیانه شاهد آن بودیم. تعجب آور است اما شاید باید این ناآرامی های اخیر را بازتاب دیرهنگام بحران مالی سال 2008 بدانیم. نوعی بهار جهانی نارضایتی .
البته که شرایط با هم کاملا متفاوت است: انها که در میدان اصلی مانهاتان دور هم جمع شدند شعارهایی متفاوت از جمع شدگان در میدان تحریر قاهره بر زبان داشتند. این شعارها حتی با نوشته های روی پلاکاردهای معترضان در تونس ، یونان و یا مخالفان فساد مالی در دهلی نو متفاوت بود. این جنبش ها عمدتا رهبرانی واحد و ایدئولوژی های مشخص نداشتند و بر همین اساس طبقه بندی آنها امری دشوار است.
با اینهمه در تمام این اعتراض ها چند مولفه واحد وجود داشت: رد نخبگان سنتی سیاسی ، به تصویر کشیدن این باور که سود جهانی سازی به جیب ثروتمندان رفت و نه عامه مردم، نمایش خشم از فساد مالی سیاستمداران و البته قدرت روز افزون شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک.




پدیده نئو پاپیولیسم از اینجهت حائز اهمیت است که تمامی مرزهای سنتی سیاسی را در هم می شکند. جنبش اعتراضی تی پارتی شاید رنگ و بوی محافظه کاری داشته باشد اما همگان آن را اعتراضی به نخبگان در واشنگتن می دانند. در وال استریت هم اعتراض ها به مخالفت با جریان سود دهی تعبیر می شود که همه چیز را برای خود می خواهد نه غیر.
جریان وال استریت و اعتراض ها در جهان عرب شاید با هم تفاوت های ساختاری داشته باشد اما بی شک شباهت هایی هم دارد. بهار عربی را بسیاری مردمی ترین جریان در چند دهه اخیر در خاورمیانه می دانند. موجی که از تونس اغاز شد به مصر و لیبی هم رسید. خیزش های عمومی که به انفجارهایی بدون راهبر می مانست ، مرزهای رایج و معمول کاپیتالیسم و سوسیالیست را درهم نوردید و مسلمان و مسیحی را با خود همراه کرد. شاید در کشوری مانند مصر ساختار کلی نظام از هم پاشیده نشد اما هسته این انقلاب که همان قیام علیه نخبگان سنتی بود بر جای خود باقی ماند.
اعتراض ها در اروپا هم نوعی مخالفت عمومی را در خود جای داده بود. در یونان، ایتالیا و حتی فرانسه ما شاهد خشم طبقه متوسط بودیم که از دست ناتوانی دولت در اصلاحات اقتصادی به ستوه امده بودند. در کشورهای آلمان و انگلیس هم شاهد اعتراض هایی بودیم که بیشتر در میان جمعیت مهاجر به چشم می خورد. مردمانی که دلیلی برای وفاداری به فرهنگ کشورهای پذیرای خود ندارند.




حتی در کشورهای چین و هند هم شاهد ناآرامی هایی بودیم که می توانست با افزایش انتظارها همراه باشد. بر اساس گزارش سازمان امنیت ملی چین این کشور در سال 2005 میلادی 87 هزار مورد اعتراض عمومی را تجربه کرده بود. این به معنای روزی 238 تجمع اعتراض امیز است! پس از این تاریخ دولت چین ثبت این امارها را متوقف کرد اما بی شک این رقم کاهش چشمگیری نیافته است. هندوستان نیز با افزایش میزان اعتراض های مردمی روبه رو شده است. انا هزاره از مرشدهای طیف گسترده ای از هندی ها است که در اعتراض به فساد مالی دولتمردان دست به اعتصاب غذا زد.
شاید تلاش برای یافتن وجوه مشترک میان اعتراض های جاری در این کشورها اندکی غیرعادی به نظر برسد اما در تمامی این کشورها ما شاهد نوعی گرایش به اعتراض به رهبرانی هستیم که از عهده حفظ عدالت اجتماعی و پاسخگویی برنمی آیند.
در امریکا هم جنبش تی پارتی و هم وال استریت نمادهایی از اعتراض به سیستم سرمایه داری سنتی هستند. در جریان اعتراض های تی پارتی بی اعتمادی امریکایی ها به سیستم بانکداری بزرگ به نمایش درآمد. سیستمی که به سالهای حاکمیت توماس جفرسون و اندروس جکسون بازمی گردد.




در اروپا نیز جریان های نئوپوپولیسم در حال افزایش و جان گیری هستند. این روند با توجه به افزایش ناتوانی های اقتصادی دولتمردان اروپایی پررنگ تر هم می شود. جمعیت در بسیاری از کشورهای اروپایی رشد منفی دارد که نشان دهنده کاهش جمعیت کاری است که به شکل سنتی باید با پرداخت مالیات خود هزینه حمایت از بازنشستگان را در اختیار دولت قرار دهند. علاوه بر این بر اساس آمار شورای اطلاعات ملی تا سال 2025 جمعیت مسلمانان اروپا از 15 تا 18 میلیون فعلی به 25 تا 30 میلیون خواهد رسید. حضور این تعداد مسلمان در اروپا شکاف های فرهنگی را به وجود می اورد که اداره امور را برای دولتمردان سخت خواهد کرد.
در حال حاضر من نگران تکرار تاریخ و ماجراهای سال 1930 هستم. در آن روزها امریکا رئیس جمهوری مانند فرانکلین روزولت داشت که با چهره کاریزماتیک خود توانست شکاف ها را جمع کند. این روزها اما خوش شانس نیستیم و اینچنین شخصیتی را در کاخ سفید نداریم.
ترجمه : سارا معصومی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://parcham.great-forum.com
 
قیامی علیه غول ها
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
تارنما و نشریهء پرچم  :: فهرست :: پرچم بین المللی-
پرش به: