سردبیر: عظیم بابک-- ایمیل : info@pendar.eu
 
الرئيسيةالرئيسية  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  

شاطر | 
 

 اعلاميۀ کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستانپيرامون پايان درامۀ انتخابات رياست جمهوری افغانستان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
نویسنده
Admin


تعداد پستها : 160
تاريخ التسجيل : 2009-02-20

20091118
پستاعلاميۀ کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستانپيرامون پايان درامۀ انتخابات رياست جمهوری افغانستان

اعلاميۀ
پيرامون پايان درامۀ انتخابات رياست جمهوری افغانستان
مورخ: 16 نوامبر 2009- مطابق 25 عقرب 1388





طوری که هم ميهنان گرامی آگاهی کامل دارند، درامۀ انتخابات سال روان رياست جمهوری افغانستان، که درماهيت امر بدنامتر ازانتخابات سال 2004 بود وسرا پا با جعل، تقلب و دستبرد به آراء مردمی که ازادامۀ فرمانروايی دولت آغشته به جنايت حامد کرزی خسته شده، اميد وار به ورود تغيير در زندگی خويش و بهبودی اوضاع عمومی کشور بودند، پايان يافت . کميسيون انتصابی و نامستقل انتخابات افغانستان با جعلکاری، کرزی اين عنصر دست نشاندۀ غرب را، برغم برملاشدن بيشتراز يک مليون آراء تقلبی به نفع وی ،که کميسيون شکايات انتخاباتی و نمايندۀ سرمنشی سازمان ملل متحد نيزبه آن صحه گذاشتند و در رسانه های جمعی جهان بازتاب روشن داده شد، بدون اين که برطبق هدايت مادۀ (61) قانون اساسی (!)، آراء معّین قانونی بيش از50 درصد را بدست آورده باشد، برای باردومبرندۀ انتخابات ريا ست جمهوری اعلان و سرنوشت مردم به خون نشسته و سوگوارافغانستان و آيندۀ مملکت را به مدت پنج سال ديگر به وی تسليم نمود تا وظایف وجنايات باقی مانده و ناتکميل اشغالگران و حلقات مزدور داخلی وابستهبه آنان، را به سررساند.

ازآن جا يی که رخدادهای تاريخی دربسترزمان شکل ميگيرند وبرشالودۀ تأثيرگذاری علتها بر معلولها استوار می باشند ؛ بنابرآن بهترخواهد بود تا بمنظور برملا شدن حقايق هرچند تلخ، اين مسأله ازمبداء اصلی و نقطۀ آغاز آن به بررسی گرفته شود.

البته استنتاج درست ازحوادث، به مردم ياری ميرساند تا دراتخاذ تصميم، تشخيص و دریافت راه نجات، دقيق ترفکرکنند وسالم ترعمل نمايند.

هموطنان ما بخاطر دارند که بعد ازحادثۀ 11 سپتامبر 2001 تفنگداران دريايی ايالات متحدۀ امريکا يکجا با نيرو های تهاجمی استعماگران انگليس به بهانۀ دستگیری (!) اسامه بن لادن، مبارزه با تروريسم بين المللی ودهشت افگنان القاعده، به افغانستان هجوم بردند و پس از چند هفته بمباردمان هوايی توسط بم افگن های B52 ، شماركثیری ازشهروندان بی دفاع ملکی را نيز به خاک و خون کشيدند و سرزمين ما را دراشغال خود درآوردند.

با پايان يافتن سلطۀ منفور طالبان، به تعقيب آن، سازمان " سيا" نشست مضحکی را در" بن " آلمان، با شرکت دادن صوری سازمان ملل متحد و پيش کشيدن تنی چند ازافراد " چوب خطی " ، مزدورصفت، جنگ افروز، شرارت پيشه و رانده شد از ملت؛ بدون حضور و مشارکت علماء، دانشمندان، نماينده گان احزاب سياسی بزرگ و مطرح در جامعۀ افغانستان، سازماندهی کرد و طی آن فرد مجهول الهويۀ بنام حامد کرزی کارمند شرکت يونيکال امريکا و عضوهيأت رهبری تنظيم بنياد گرای جبهۀ نجات ملی صبغت الله مجددی را بحيث رئيس حکومت عبوری و سپس انتقالی انتصاب و اهداف بلند بالا و فریبنده ایچون: مبارزه برضد تروريسم و مواد مخدر؛ تأمين نظم و امنيت و خلع سلاح عمومی؛ استقرار حکومت قانون و پياده کردن دموکراسی؛ تأمين تسا وی حقوق و آزادی های دموکراتيک همه شهروندان، به شمول آزادی زنان ازقيد اسارت مرد سالاری وتفکر طالبانی عصرحجر؛ زدودن فقر، بيکاری، بيسوادی وارتقاء سطح دانش و بهبود زنده گی اقتصادی و اجتماعی مردم؛ تصويب قانون اساسی دموکراتيک، تدويرانتخابات آزاد و دموکراتيک رياست جمهوری و پارلمانی؛ مبارزه با فساد اداری واعمارمجدد افغانستان ، دراين نشست به مردم افغانستان وعده داده شد.

دولت امريکا بعد از نصب حکومت دست نشاندۀ ( متشکل از جهادی ها - طالبان و فاشیستهای قبيله گرا) خويش ،نمايشنامۀ ديگری را زيرنام لويه جرگۀ سرنوشت ساز(!) تحت رهبری مستقيم زلمی خليلزاد سفير آن کشور در افغانستان، به نمايش گذاشت و در آن قانون اساسی جديدی را تصويب نمود که مأخوذ است اززشتی های انحصارطلبانۀ امريکايی و تمرکزگرايی امارت عبدالرحمان خان و محمدنادرخان که درآن انواع ستم : طبقاتی- مذهبی- زبانی- قومگرايی و جنسی بوضاحت آشکاربوده ودرچندين مورد با اعلاميۀ جهانی حقوق بشر، درتضاد واقع و حقوق تمامی شهروندان اهل هنود، سکها و سايردگرانديشان بصورت خشن زيرپا شده؛ نواقص، کاستی ها و خلاهای حقوقی و قانونی درآن بحدی وجود دارد که درنتيجۀ آن جامعۀ افغانستان ازمدت پنج ماه بدينسو،بدون رئيس جمهور و حکومت « مشروع » بسربرده، زمينۀ کودتاهای پيهم را برای حامد کرزی و"تیم "مافیایی اش، در همسویی با « جامعۀ جهانی»، مساعد ساخت.

دومين کارنامۀ نمايشی تيم " بن "، تدوير انتخابات دورۀ اول رياست جمهوری سال 2004 بود که درنتيجۀ آن آقای کرزی با کسب 27 درصد آراء اصلی و 27 فيصد تقلبی، برندۀ انتخابات اعلان و درارتباط به آراء تقلبی خود چنين گفت:

« داشتن چندين کارت اصلاً مرا نگران نمی سازد، اگر افغانها دوکارت داشته باشند و بخواهند دوبار رأی بدهند ما آن رااستقبال ميکنيم، زيرا اين يک تمرين دموکراسی است، بياييد تا دوبار آن را امتحان کنيم». (شمارۀ 64 جدی 1383- دسامبر2004 ماهنامۀ آزادی چاپ دنمارک ).

يک سال بعداز آن، انتخابات پارلمانی راه اندازی شد که ازپيامد آن، وکلايی به خانۀ ملت! تشريف آوردند که شيخ الحديث ( ملا شمشيری) ۹۵ درصد آنان را فرماندهان جهاد و قهرمانان جنگهای کابل توصيف نمود ؛ به عنوان نمونه ملا عبدالسلام " راکتی" از خوشنامترين(!) آنان شمرده ميشود.

عمده ترين کارنامه های اين نمايندگان منتخب ملت(!) تصويب برنامۀ عالمانه و زندگی ساز(!) حکومت مافيايی تریاكسالار کرزی؛ افزودی دوبرابر معاشات و مصارف امنيتی و ترانسپورتی خود وکلای معظم(!)؛ تصويب سند تقنينی مبنی برعدم تعقيب عدلی متهمين ارتکاب به جنايات جنگی؛ سپارش تعقيب و مجازات دگرانديشان و فرهنگيان آزاد نگر، مانند پرويزکامبخش، غوث زلمی ، قاری مشتاق؛تصویب قانون زن ستیزانه و ضدبشری « احوال شخصيه اهل تشيع » وامثالهم بود وبس.

اين ارگان ذيصلاح ونظارت کنندۀ اعمال حکومت، قادرشده نتوانست تا عبدالکريم خرم وزير بی اطلاع و فرهنگ ستيز افغانستان را که با برخورد های هتلرصفتانه، روزنامه نگاران را، بجرم نگارش واژه های سُچۀ زبان فارسی- دری ( دانشگاه- دانشکده و دانشجو) به شيوۀ اقدامات محمد گل خان مهمند مجازات کرد و«قانون اساسی »را زيرپا نمود، سلب اعتماد و به محاکمه سوق دهد و يا تصاميم خود را درمورد سلب اعتماد وزراء خارجه، حج و اوقاف و روابط پارلمانی درمنصۀ تطبيق قراردهد.

همچنان اين مقام قانون گذار، طی چهارسال حضور و موجوديت خود، درايت و کفايت آن را دارا نشد تا قانون دانشگاه های افغانستان را نسبت کاربرد واژه های زبان پشتو(پوهنتون- پوهنزی- پوهنوال...) بجای واژه های زبان فارسی- دری ( دانشگاه- دانشکده- دانشيار...) درمتن دری آن قانون ،که ازجانب شاگردان پشتو تولنه دامن زده می شد، به تصويب برساند.



همينگونه درمدت پنج سال عمر رياست جمهوری و پارلمان، حتا50 درصد هم توافق نظرپيرامون امورحياتی کشوربين دو ارگان دولت ( حکومت و شورا) بوجود نيامد. چنانچه قانون انتخابات را پارلمان نام نهاد تصويب نمود؛ ولی رئيس جمهور نام نهاد آن را نه پذيرفت.

بنا به گفتۀ يکتن ازوکلا به تلويزيون آريانای بيات، رئيس جمهور افغانستان در22 مورد قانون اساسی را بصورت خشن آن نقض نموده است؛ اما پارلمان ازآن درايت، اهليت و کفايتی برخوردارنبوده است تا مطابق به احکام همين قانون اساسی ساختۀ خود شان، رئيس جمهور را به ميزمحاکمه بکشاند.

درمورد تأمين نظم وامنيت و خلع سلاح عمومی در کشور، حکومت کرزی مقادير سلاح و مهمات را تحت عنوان "D.D.R " بطوریكجانبه، هدفمند و پلان شده،ازمناطق مرکزی و ولايات شمال و شمال شرق افغانستان ، جمع آوری وتحت همين بهانه افسران تحصيل کردۀ مسلکی و با تجربۀ مر بوط به رژیم های پیشین را خلاف نورم های حقوقی و مفاد اعلامیهء جهانی حقوق بشر، از روی تعصب و تبعیض، ازقوای مسلح سبکدوش و به تقاعد اجباری سوق داد ؛ اما درمناطق و ولايات نوارسرحدی پاکستان و ايران فقط با چنین سبكدوشی ها و تقاعد های اجباری اكتفا نموده و موازی به ان، گروه طالبان سرکوب شده را با اقدامات سازشکارانه و عطوفت های برادرانه(!) به اندازه ای امکانات مادی، لوژیستیكی و معنوی بخشيد که آنان قادر گردیدند تا طی سه سال اخيرعملاً کنترول شان را برمناطق 12 ولايت نوارمرزی ذکرشده تأمين و ا وامرشان را برمردم تعميل و تحميل دارند.

درنتيجۀ چنين سازشها و معامله گری های دولت دست نشانده و اشغالگران خارجی بوده که اکنون طالبان قوت و توان آن را حاصل نموده اند تا عمليات های منظم ونا منظم جنگی را درروستاها روز تا روز افزایش و اقدامات انتحاری را درشهرها با سهولت انجام دهند که با واکنش های نمایشی ، بی اثر، و حشیانه و خانمانسوز قوت های امريکا و ناتو و آنهم با اجرای بمباردمان هوايی مناطق مسکونی و پرتاب راکتهای کور، روزانه دهها و بعضاً صدها شهروند افغانستان، اعم از زنان، مردان و اطفال خُرد سال جان های شيرين شان را ازدست داده، کشورما بخاک و خون يکسان ميگردد.

درزمينۀ بهبود وضع زندگی و تأمين نيازهای اوليۀ مردم نیز وضع بد تر ازین است. گراف فاصله ميان فقر و غناء با گذشت هر روز، بطور تكانده، سيرصعودی خودرا می پيمايد؛ صفوف گدایان اعم از زنان بی نوا و اطفال خُرد سال ، فقر زده و یتیم، درجاده های شهرها، طولانی تر شده و می شود . وضع چادرنشينان و ساکنين کلبه های محقر، تهی دستان شهر و ده و بيجا شدگان داخلی ( که شرايط زندگی رقتبار آنان را، گاه گاهی تلويزيونهای غيردولتی نیز انعكاس می دهند) وجدان هر انسان با احساس و با درد را تكان داده و می دهد.

سیاست ضد انسانی اقتصاد بازار آزاد، موازی به تخريب اقتصاد ملی، لیلام خائینانۀ تصدی های دولتی ، شكستن وسایل و ابزار توليدی دولتی و بستن دروازه های ده ها کارخانۀ تولیدی و خدماتی ملی ، سبب آن گردیده است تا كشور از یك سو به مارکیت وارداتی و استهلاكی مبدل شود واز سوی دیگر باعث يیکاری مزمن، روز افزون و دوامدار گردد و این خود زمينه های مساعدی را برای بوجود آمدن و تقویۀ باندهای آدم ربا و تروريستی؛ مافيای مواد مخدرو فحشاء؛ افزایش رشوه و فساد اداری ؛ سرباز گيری طالبان؛ سرقتهای مسلحانه...، مهيا کرده است که درنتيجۀ آن مزيد بر مصيبتهای اقتصادی، شهروندان کشور، هيچگونه مصئونيت جانی را برای اولاد و خانواده های خود احساس نکرده، همه دررعب و ترس، يأس و نا اميدی ، حيات بسر ميبرند.

درمدت هشت سال گذشته درحالی که مليارد ها دالر کمک ها و قرضه های کمرشکن کشورهای جهان به افغانستان سرازير و وارد بودجۀ انکشافی دولت گرديد؛ ولی هنوز هم دراکثريت مناطق افغانستان ، اطفال وطن ازکسب نعمت سواد ، آموزش و پرورش و رفتن به مکاتب محروم مانده اند. آنانی که امکانات شمول به مدارس را هم يافته اند، نسبت شرايط نامساعد آموزشی و کمبود آموزگار تحصيل کرده و مواد درسی ، از شرایط آموزش نسبی طرف ضرورت جامعه ، برخوردارنيستند.

طی همين مدت برنامۀ علمیاحصائيه گيری و توزيع اسنادشهروندی وتثبيت جمعيت حقيقی کشور که ازاولويت های حياتی يک مملکت درامربرنامه ريزی درهمه عرصه های زندگی ميباشد،,انجام نه پذيرفت. اين تصميم پلان شدۀ دولت مافیایی دررأس حامد كرزی، زمينۀ آن را مساعدنمود تا درنبود تذکرۀ شهروندی، با طبع وتوزيع بی حد وحصرکارتهای هويت جعلی، برای اشخاص دلخواه و مورد نظرخود درداخل و خارج ازمرزها، راه تخلف و تقلب گسترده درانتخابات ( مانند انتخابات سال ۲۰۰۴ ) هموارگردد.

درطول هشت سال سپری شده، برغم سرازير شدن کمک های هنگفت خارجی و موجوديت منابع سرشار داخلی و نیروی با لقوه و توانمند انسانی، اردوی ملی و وطنپرست و پوليس مسلکی، انساندوست و وظیفه شناس، که قادربه تأمين امنيت و حراست از نوامیس ملی، تمامیت ارضی، استقلال وحاكمیت ملی کشورباشد، عمداً تشکيل نگرديد؛ در مورد معيار قدرت رزم وشهامت (!) آنان كه تا هم اکنون تشكیل شده است؛ شاهد زندۀ آن در روزتجليل ازهشتم ثور، سال۱۳۸۷، روز سياه بختی مردم افغانستان بوديم، که درصفحات تلويزيونها ی داخلی وبیرون مرزی، به نمايش گذاشته شد. این روز، فرار مردانه (!) و شجاعانۀ (!) وزير دفاع را با همرکابانش، نشان داد ؛ دراین روز، وزیر دفاع ( كه باید نماد شجاعت و وطن پرستی باشد) ، « بزرگ نامی» دیگر خود را پیوست به خدمات گذشته و ننگین اش كه در صفوف آی. اس .آی پاكستان نموده بود، نشان داده و بدین ترتیب لکۀ سیاه بی كفایتی، گريز و جُبن را در تاریخ كشور از آن خود نمود.

درعرصۀ بازسازی و اعمارمجدد افغانستان کارهای مشهودی که مبين تغييرمثبت درزندگی اجتماعی و اقتصادی و حتاسیاسی مردم باشد، به چشم نمی خورد.

کارگران - کار، دهقانان- زمين و آب، مردم- نان، لباس، صحت، مسکن و زندگی بخور ونمير ميخواهند؛ ولی حکومت فاسد و پوشالی بنا بر ماهیت خود درهشت سال گذشته به هيچ يک از خواستها و مطالبات ابتدايی و حياتی آنان پاسخ مثبت داده نتوانسته است.

با آنهم مردم تشنه به صلح و اميد وار به زندگی خوب و فردای بهتر، به اساس وعده های شیرین و تبلیغات فریبندۀ « جامعۀ جهانی »، انتظار آن را داشتند تا بعد ازهشت سال حيات اندوهبار، به وضع فلاکتبارو مرگ آفرین آنان و دولت مفسد، ناكار آمد و مصيبت زاء تحميلی، پایان داده شود؛ ولی چنين نشد.

علی رغم اين که نيرو های دموکراتيک و ترقيخواه، ازجمله کميتۀ فعالين ح. د. خ. ا نظريات خويش را پيرامون رويدادهای کشور، بويژه درمورد هشت سال گذشته، پيوسته درسايت انترنیتی «سپيده دم » به موقع بیان داشته است؛ افغانستان را بحيث يک سرزمين اشغال شده و نيروهای خارجی را بصفت اشغالگران و حکومت موجوده را دست نشاندۀ آنان معرفی و شرکت درانتخابات را با ارائه اين دلائل بيهوده و مردود دانست:

درکشوری که ازطرف غارتگران بين المللی اشغال شده؛ سرحدات آن باز وخارج از کنترول باشد؛ امنيت سراسری درآن وجود نداشته، خلع سلاح عمومی و جمع آوری اسلحۀ غير قانونی صورت نگرفته باشد؛ درمناطق هم سرحد با پاکستان طالبان و اوباشان القاعده تسلط داشته باشند و متباقی محلات تحت پاشنه های آهنين فرماندهان جهادی، جنگسالاران و درمجموع ناقضان حقوق بشر و مافيای مواد مخدرقرارداشته باشد؛ نفوس شماری رسمی صورت نگرفته، تعداد جمعيت آن معلوم نباشد؛ کارت های رأی دهی مطابق دلخواه نشر و توزيع شده باشد؛ با قانون اساسی به مانند بازيچۀ اطفال رفتار گردد؛ سرنوشت دموکراسی و تدوير انتخابات، جز جعل و تقلب و دستبرد به آراء مردم، چيزديگری بوده نمی تواند.

ويا به عبارۀ ديگردرکشوری که اهریمن درخون شهروندانش شنا می کند؛ درسرزمینی که زیر گامهای وحشیانه استعمارگران نو و کهنه له می شود؛ در میهنی که سرنوشت آنان را تفنگداران جهالت جهادی و طالبی ومافیای بین المللی مواد مخدر، با پیشرفته ترین و مخرب ترین سلاح های کشتارجسمی و روانی، در قبضه دارند ؛ در مملکتی که شیخان گمراه برای بقای وحشت استخاره می کنند ؛ در دیاری که فقر و جهالت روستا، گلوی تمدن شهر را می فشارد و در جغرافیای که زورگویان سرمایه برای منافع آزمندانه اقتصادی و استراتیژیک خويش برنامه ریزی های طویل المدت دارند... انتخابات چه مفهومی می تواند داشته باشد؟

ولی بخش ديگری ازعناصرتحول طلب می پنداشتند که با بميان آمدن تغيير در زعامت ايالات متحدۀ امريکا، شايد درافغانستان نيز تغييراتی رونما گردد.

شاید این دوستان باور نداشتند كه درايالات متحده آمریكا، مردم نه بلكه انحصارات غارتگر دروجود يک سيستم اقتصادی- اجتماعی ( کاپيتاليسم) با مشخصات پنجگانۀ بهم پيوستۀ استثماری خشن امپرياليستی ، همه ارگان های قدرت و ادارۀ مملکت را دردست داشته و برسرنوشت مردم امريکا و جهان فرمانروايی می نمايند که آقای اوباما يک فرد تحت فرمان همين سيستم است. او هيچگاهی نميتواند جدا ازاين سيستم حاکم برکشور، کاری را انجام دهد.

گروه سومی می انديشيدند که شايد ما خود بتوانيم ازطريق تمثيل ارادۀ خودی و سهم گرفتن درانتخابات و رفتن به پای صندوقهای رأی، سرنوشت خود و مردم خويش را با تغيير درزعامت دولت فساد پيشه، بی کفايت و مزدور صفت مافيايی، به يک دولت قانونگرا و تحول طلب، گره بزنيم.

اما جريان انتخابات (!) ازآغاز تا انجام آن، با تقلبات گسترده و دستبرد به آراء مردم، با چنان بی حيايی و بی شرمی ای صورت گرفت ودرمطبوعات كشور و جهان، ازجمله درسايت « سپيده دم » بازتاب روشن يافت که خود تقلبکاران داخلی وسازمان دهندگان بين المللی آن نيز دربرابررسانه های جمعی بآن اعتراف نمودند؛ و نشان داد که اين آرزوی دوستان سطحی نگرما، جز آرزوی آيده آل، تخيل صوفيانه و بدون پايه های علمی و امکانات عملی و تطبيقی، چیزی دیگری نمی توانست باشد.

ازآن جايی که سنگ بنای ساختار اين دولت ضد ملی درکنفرانس " بن"، درغياب نمايندگان حقيقی مردم و دوراز نظارت آنان ، بربنياد يک معاملۀ فاسد کژ نهاده شد؛ قانون اساسی که پيوندهای يک دولت را با مردم تأمين و نظام را پايۀ مردمی و مشروعيت می بخشد، توسط شماری از شاه پرستان قبيله گرا و فرماندهان و جنگسالاران بد نام، زير رهبری و نظارت مستقیم سفير امريکا و درتناقض با اعلاميۀ جهانی حقوق بشر، تدوین و به تصويب رسيد؛ درانتخابات سال ۲۰۰۴ آقای کرزی با تقلب ۲۷ درصد آراء جعلی ، درمسند قدرت ابقاء گرديد؛ پارالمان افغانستان هم از همان ترکيب و تمثیل درامۀ " بن " تشکيل شد؛ پس جرم و جنايات سازمان يافته و مهندسی شده ، درانتخابات دوردوم سال روان رياست جمهوری باید صورت می گرفت ! سازمان دهندگان اين جنايات، در حقیقت در پی تطبیق ماسترپلان تنظيم شدۀ قبلی خود غرض ادامۀ حضور نظامی- سياسی و اقتصادی شان درافغانستان بوده و تا مساعد گردیدن زمینۀ دسترسی و كنترول کامل شان به منابع طبيعی آسيای ميانه و خليج فارس ، به راه اندازی چنين درامه ها و درقدرت نگهداشتن چنین عروسک های کوکی ( به قیمت مرگ وخون مردم ما )، ادامه خواهند داد.

بنابرآن، از آنچه تا کنون گفته آمد، ميتوان بصورت فشرده به اين نتيجه رسيد که انتخابات ۲۸ اسد سال روان ( مطابق ۲۰ اگست ۲۰۰۹ ) ؛ دوماه انتظار برای اعلان نتايج نهايی آن؛ اعلام « نتايج اوليۀ انتخابات» بگونۀ تدريجی، هدفی جزآماده ساختن ذهنيت مردم جهت پذيرش پيروزی حامدکرزی و تحمیل مجدد آن بالای مردم، چيز ديگری بوده نمی توانست .

سناريوی اين درامه که دردهليزهای تنگ و تاريک دستگاه های استخبارات غربی نگاشته شده بود، بتاريخ دهم عقرب با ابلاغ یا بیان دكته شدۀ رئيس کميسيون نا مستقل انتخابات که « انتخابات صورت نمی گيرد »، حامد کرزی را بدون هيچ مدرک وپایۀ قانونی برندۀ اين انتخابات پر ازجعل و تقلب معرفی نمود؛ درحقيقت امر آخرين ميخ را برتابوت دموکراسی قلابی امريکايی کوبيد.

اين نمايش مضحک کميسيون بدنام انتخابات، بدنبال سفر غير مترقبۀ بانکی مون دبيرکل سازمان ملل متحد وپيشبرد مذاکرات با دو کانديد باصطلاح مطرح، به صحنه گذاشته شد.

دخالت مستقيم و آشکارقدرتهای خارجی درسازماندهی، اداره و رهبری « انتخابات » سال روان افغانستان مانند « انتخابات» سال ۲۰۰۴و ريخته شدن حدود يک مليون و پنجصد هزار رأی جعلی درصندوقهای مورد نظر، نمايندگی ازيک خيانت بزرگ، بی اعتنايی به سرنوشت وطن و هموطنان جفا دیدۀ ما و پاگذاشتن روی ارادۀ مردمی ، می نمايد که با قبول هرگونه خطرازناحيۀ بی امنيتی و بی ثباتی، به امید تغيير مثبت درزندگی خود و ميهن شان، به پای صندوقهای رأی رفتند؛ اما دريغا که بارأی، اراده و احساسات پاک آنان ،با بيشرمانه ترین شیوه بازی مضحک و تحقيرآميز ی صورت گرفت.

بدینگونه،درانتخاباتی که ازجملۀ ۱۷ مليون انسان واجد شرايط رأی دهی، بيش از دو ثلث یا(۱۱) ملیون آن عملاً انتخابات را تحريم وبه آن جواب " نه " گفتند و کمتر از يک ثلث آن را شرکت کننده اعلام نمودند که از جمله يک مليون و پنجصد هزارآن آراء جعلی و تقلبی تثبيت گرديد؛ در متباقی آراء كه شاید كمتر از چهار ونیم ملیون برگه گردد، کانديدان هرکدام به اندازۀ توان و امکانات نامشروع خود دست به تقلب زدند؛ حامد کرزی با سازماندهی و کسب بيشتراز يک مليون برگۀ تقلبی درمقام اول؛ داکتر عبدالله درحدود دوصدهزار برگۀ تقلبی درجايگاه دوم و داکتر رمضان بشردوست با نودهزار برگۀ تقلبی دررديف سوم، گوی سبقت را از ديگران ربودند و سرانجام اقای کرزی بمثابۀ برندۀ مقام اول آراء تقلبی و دستبرد به حقوق مردم افغانستان بدون تکليف رفتن به دور دوم انتخابات برندۀ اين مسابقه ،ازجانب ايالات متحدۀ امريکا و انگليس شناخته شده، پيروزی وی بوسيلۀ رئيس کميسيون نا مستقل انتخابات و داور (!) اين مسابقه ،اعلام گرديد؛ آيا ميتوان اين درامۀ مضحک، اين انتخابات سرا پا تقلبی و اين دولت تقلب کار دست نشانده را ،مشروع خواند؟

درحالی که جعل، تقلب و دستبرد به آراء مردم ازنظر علم حقوق ، قوانين بين المللی و قوانين نافذۀ افغانستان جرم توصيف و مرتکبين آن مستوجب تعقیب عدلی و مجازات قانونی دانسته شده اند، ميبايست اين انتخابات باطل اعلام و جنايتکاران درتمام سطوح مطابق قانون جزای افغانستان محاکمه و مطابق به تقلب ودستبرد وجنایت شان مجازات و درس عبرت به دیگران نیز داده می شد؛ اما کيها و کدام مراجع ذيصلاح قانون گرا ، داد ستان و عدالت گستر درافغانستان و جهان وجود دارد تااین مجرمين را به پنجۀ قانون و عدالت تسليم و مجازات نمايد؟

- کشورهای اشغالگربين المللی که خود سازمان دهندگان اين جنايات مهندسی شده اند؟

- حکومت کرزی، که خود مرتکب اين جنايات شده و داشتن قدرت وحاکميت را بالاتر از قانون وهمه ارزشهای عالی انسانی ميداند؟

- نهاد های عدلی و قضايی دولت فسادگسترموجود که هيچگونه اعتباری نزد مردم افغانستان و جهان ندارند؟

بايست با صراحت اذعان نمود که درافغانستان و هرکشورديگری، فقط دولت دموکراتيک قانونگرا وعدالت گستر و وسيع البنياد که برنامۀ آن دربرگيرندۀ خواستها و نيازهای حياتی توده های مردم بوده ، ازطريق انتخابات آزاد، سری، مساوی، مستقيم و همگانی، بدون جعل و تقلب، ازميان مردم انتخاب و برخاسته باشد، ميتواند حاکميت قانون و نظام دموکراسی را درکشور مستقر و همه جنايتکاران را محاکمه و به کيفر اعمال شان برساند؛ نه عدالت ستیزان، مفسدان، قانون شكنان، جفاكاران چپاولگران، قاچاق بران... دشمنان وطن و مردم.

مبرهن است که تشکيل چنين دولتی که تاکنون ما بآن دست نيافته ايم مستلزم وحدت و يکپارچگی همه نيروهای ملی- دموکراتيک، ترقيخواه و وطنپرست، درچهارچوب جبهۀ متحد ملی افغانستان ميسر خواهد بود که شکل و مضمون اين دولت با انجام وظايف تاريخی آن درطرح « خطوط اساسی اهداف مرامی و برناموی حزب دموکراتيک خلق افغانستان» ، ازجانب کميتۀ فعالين ح. د. خ. ا تدوين و با نشر آن درسايت « سپيده دم » ، بازتاب روشن يافتهودرآن تشکيل جبهۀ متحد ودولت وحدت ملی بصورت فشرده اين گونه بيان گرديدهاست:

« روند تحقق تحولات بنيادی ملی ودموکراتيک درجامعه و تأمين آزادی های واقعآ دموکراتيک ورهايی از قيد وبند يک نظام نا کار آمد، با مشخصۀ تنگ نظری های قومی و مذهبی و گرايش های تفتيش عقايد وتنگ ساختن دايرۀ زندگی بالای دگر انديشان، از همه نيروهای ملی و مترقی ، آزاديخواه و وطنپرست کشور می طلبد تا درراه ايجاد يک جبهۀ متحد ملی، کار وتلاش خستگی ناپذيررا انجام ورسالت تاريخی خويش را در امر آبادی کشور وآزادی وسعادت مرم رنجديدۀ افغانستان، ا يفاء نمايند.

جبهۀ متحد ملی بايست تمامی احزاب چپ، ملی ودموکراتيک، سازمانها و نهادهای طرفدار دموکراسی و جامعۀ مدنی و همچنان شخصيتهای ملی ومترقی و تحول طلب را که به مقصد حفظ استقلال ملی ، تماميت ارضی و تأمين عدالت اجتماعی ميرزمند و در ضديت با استبداد، ارتجاع، امپرياليسم و تبعيض ( بهر شکلی که باشد) قرار دارند ، بدور خود متشکل سازد و دربرگيرندۀ منافع آنها باشد.

اشتراک درجبهه براساس اصول دموکراتيک و داوطلبانه صورت می پذيرد. جبهه بايست با درنظرداشت شرايط عينی جامعه، محورکار و فعاليت خودرا درراه نجات کشور از حالت فعلی، دفاع ازاستقلال ملی، تماميت ارضی و تأمين منافع ملی، ايجاد صلح وامنيت سراسری وبهبود زندگی اجتماعی ( سياسی- اقتصادی ) مردم، ازطريق تشکيل دولت وحدت ملی متمرکز سازد.».

بنابرتوضيحات ذکرشده، وقت آن فرارسيده است تا همه نيروهای ملی و دموکراتيک، ترقيخواه ووطنپرست ، ازجمله آن عده اعضای صادق، متعهد و معتقد به آرمانهای والا و انسانی ح. د. خ. ا و جوانان، این نسل بالندۀ کشور که تا کنون نسبت هرگونه علل و عواملی ، ازکار و مبارزۀ فعال، سازنده و مثمر سياسی بدورمانده و درحالت تفکر و انتظار ملالت آورقرارداشته اند، بيش ازاين فرصتهای طلايی را ازدست نداده، درسنگر های گرم مبارزه درح. د. خ. ا ويا هرسازمان ديگری که معتقد و متعهد به منافع وطن و تغييرات اساسی و بنيادی درزندگی سياسی- اقتصادی و اجتماعی توده های مردم بوده و با دشمنان شريرطبقات و اقشارزحمتکش جامعه سازش ناپذيرباشند،حضوربهم رسانيده ، دستور زمان و ندای مادروطن را که درطرح پيشنهادی کميتۀ فعالين ح. د. خ. ا بازتاب روشن يافته است، پاسخ مثبت داده، رسالت تاريخی خويش را انجام دهند.

کميتۀ فعالين ح. د خ. ا با تدوين طرح اساسنامۀ جديد ح. د. خ. ا که عنقريب به پيشواز چهل و پنجمين سالروزتأسيس آن ،به پيشگاه همه رفقا و هم ميهنان عزيز تقديم و درسايت « سپيده دم » به نشرخواهد رسيد، گامهای استوار بعدی را درجهت تشکيل کنگرۀ تاريخ ساز ح. د خ. ا ، حزب شهيدان و قهرمانان و تحقق اهداف و آرمانهای بزرگ واپسين آن خواهد برداشت.

- به پيش درراه تأمين وحدت پايدار و خدشه ناپذيرتمامی ا عضای متعهد، معتقد و رسالتمند ح. د. خ. ا !

- پيروزباد مردم آزاديدوست وترقيخواه افغانستان،درمبارزه برضد ارتجاع، استعمار، استثمار وامپرياليم!


منبع : سایت سپیده دم ؛ ارگان نشراتی ح.د.خ.ا

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://parcham.great-forum.com
مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

اعلاميۀ کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستانپيرامون پايان درامۀ انتخابات رياست جمهوری افغانستان :: تعاليق

لا يوجد حالياً أي تعليق
 

اعلاميۀ کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستانپيرامون پايان درامۀ انتخابات رياست جمهوری افغانستان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 

صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
تارنما و نشریهء پرچم  :: فهرست :: مضامين و پیامها-
پرش به: