سردبیر: عظیم بابک-- ایمیل : info@pendar.eu
 
الرئيسيةالرئيسية  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  

شاطر | 
 

 بوی تجزیه مصر می آید

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
نویسنده
Admin


تعداد پستها : 160
تاريخ التسجيل : 2009-02-20

پستعنوان: بوی تجزیه مصر می آید    13/10/2011, 05:11


زهرا خدایی


آخرین آمار قربانیان در درگیری های میان قبطیان مسیحی و نیروهای امنیتی روز یکشنبه در قاهره به 24 کشته و بیش از 200 زخمی رسید. تعابیر و قرائت های مختلفی در خصوص علل و ریشه های این واقعه عنوان می شود، اما شاید روایت عصام شرف، نخست وزیر دولت موقت مصر توجیه جالبی برای آن باشد. شرف در نطقی که از تلویزیون قاهره پخش می شد اعلام کرد: "این واقعه مصر را به جای آنکه به جلو هدایت کند، به عقب بازگرداند". پیش از این انتظار می رفت که مصر با مشارکت مردم و اصالت انقلابی که با همصدایی و عزم مردمی به دست آمده بود، پایه های یک دولت دمکراتیک را بنیان نهد، اما درگیری میان مسیحیان و نیروهای امنیتی حکایت از آن دارد که مصر همچنان آسیب پذیر است.
شاید تنها از این بابت جای امیدواری باشد که درگیری صورت گرفته میان نیروهای امنیتی و مسیحیان بوده و نه درگیری طایفه ای میان مسلمانان و مسیحیان و اینکه مسلمانان مصری نیز این حرکت را محکوم کردند و این حادثه به دست نیروهای امنیتی که همواره مردم از حکومتداری آنان ناراضی اند، صورت گرفته است. علل و ریشه های درگیری قبطیان با نیروهای امنیتی را با جعفر قنادباشی، کارشناس شمال آفریقا بررسی کردیم که در ذیل مشروح آن را می خوانید.



درباره علل و ریشه های درگیری اخیر میان قبطیان و نیروهای امنیتی قاهره برایمان بگویید.
برخی از رسانه های داخلی کشورمان از دست داشتن وهابیون در حادثۀ اخیر خبر داده اند. اما این همه ماجرا نیست. در ابتدای امر کلیسایی در آسوان در محل ورزشگاه تأسیس می شود و این کلیسا (به دلایلی نامعلوم) آتش می گیرد. متعاقبا مردم معترض می شود و پلیس و نیروهای امنیتی با مردم برخورد می کنند. به هر ترتیب مردمی که در این حادثه کشته شدند، به دست ارتش و نیروهای امنیتی مصر و گلوله های آنها کشته شده اند که این اقدام مورد تأیید مسلمانان مصری نیست. حکومت هم اکنون در دست گروهی است که مردم از آنها راضی نیستند و نباید این جریان را به مسلمانان نسبت داد.




بنابراین آنگونه که از این حادثه به عنوان جنگ داخلی نام برده می شود، اشتباه است.
اولاٌ جنگ داخلی زمانی اتفاق می افتد که مردم مسلح باشند و یا گروه های سازمان یافته در صحنه حضور داشته باشند، همانند آنچه که در جنوب سودان شاهد آن بودیم. ثانیاً در مصر مردم مسلح نیستند و حتی یک قبضه اسلحه در دست مردم وجود ندارد. سوم اینکه منطقه خاصی مخصوص مسیحیان در مصر وجود ندارد. آنطور که در موارد مشابه منطقه ای خاص در دست یک اقلیت بوده است. لذا مشاهده می کنید که ضرورت ها و مولفه های جنگ داخلی در مصر وجود ندارد. از سویی هوشمندی مصری ها نیز بالاست و مسیحیان و مسلمانان یکصدا بر این اعتقادند که باید دست های سومی که در حال ایجاد تفرقه میان مسیحیان و مسلمانان است، شناسایی شود.



این دست سوم چه کسی می تواند باشد؟
غرب و شاید اسراییل. شبی که مردم در مقابل ساختمان رادیو و تلویزیون مصر تظاهرات آرام صورت دادند، گفته می شود برخی از تظاهرات کنندگان با پرتاپ سنگ، نیروهای ارتشی و امنیتی را عصبانی کرده اند. قرائت های مختلفی در این باره وجود دارد. اما باید به این مسئله نیز توجه داشت که ساعاتی قبل از این برخوردها دو هواپیمای اسراییلی در قاهره فرود آمدند و برای مذاکره با نیروهای مصری، وارد این شهر شدند. این احتمال وجود دارد که آنها عامل اجرا باشند.



چه کسانی از این درگیری ها منتفع می شوند؟
از ابتدای خیزش های مردمی این احتمال داده می شد که نیروهایی از خارج و یا داخل مصر- که مخالف این خیزش ها و انقلاب ها هستند - دست به حرکت ها و اختلافات قومی و طایفه ای بزنند. این نگرانی از مدتها قبل وجود داشت. البته در روزهای نخست انقلاب مصر کوشش هایی از جانب پسران مبارک صورت گرفت و آنها گروهی را تحریک کردند که علیه سایرین دست به حمله و مبارزه بزنند و حتی در میدان التحریر نیز درگیری هایی صورت گرفت.



درگیری اخیر نیز از همین جنس تحرکات است؟
درگیری قبطیان مصری با نیروهای امنیتی مسئله دیگری است. قبطی ها در حدود 10 درصد از جمعیت 80 میلیونی مصر را تشکیل می دهند. تا پیش از این نیز نگرانی هایی در خصوص بروز ناآرامی در میان این اقلیت وجود داشت. باید به این واقعیت داشت که موضوع تحریک مسیحیان و یا واداشتن آنها برای دست زدن به اقداماتی علیه مسلمانان و یا بالعکس و همچنین اجرای نمایشی از اعمال فشار و تهدید علیه مسلمانان محدود به مصر نیست. چندی پیش کلیسایی در عراق منفجر شد و همچنین کلیسایی در مصر به آتش کشیده شد. بروز و ظهور مواردی از این دست در برخی از کشورها به طور همزمان بیانگر حرکتی سازمان یافته است. واقعیت اینست که جهان غرب و مسیحیت نسبت به این انقلاب ها نگاه خوش بینانه ندارند. خواست غرب در واقع نشان دادن چهره ای خشن از انقلاب ها و خیزش های منطقه ای در شمال آفریقا و خاورمیانه است.



این مسئله تا چه میزان می تواند در انتخابات آینده مصر تأثیر داشته باشد؟
مصر طی روزهای آینده انتخابات پارلمانی را در پیش دارد و در حال حاضر هرقدر که به انتخابات نزدیک می شویم مبحث حزب سازی و مبارزات حزبی داغ تر می شود. نشانه هایی وجود دارد مبنی بر اینکه نیروهایی درصدد تحریک قبطیان هستند تا آنها در صحنۀ انتخابات حضور بیشتر و فعال تری داشته باشند تا آرای گذشته خود را بشکنند. همانطور که می دانید پارلمان آینده مصر باید قانون اساسی را نیز تنظیم کند و به عبارتی نقش مجلس موسسان را نیز ایفا کند. چنانچه قبطی ها احساس خطر کنند این احتمال وجود دارد که با فشارهای آنها قانون اساسی مصر شبیه آنچه که در عراق شاهد آن بودیم، تنظیم شود. در عراق کردها را تحریک کردند که آنها را از مجموعه عراق جدا کنند و بدین ترتیب جمهوری خودمختار کردستان در عراق که از قبل پایه های آن ریخته شده بود، رسمیت یافت.
در جنوب سودان نیز با همین تلاشها تجزیه صورت گرفت. در مصر فعلا کوشش ها براینست که چنانچه حکومتی بر سر کار آمد نتواند قانونی اسلامی و مردمی را اجرا کند. لذا از مدتها قبل تلاش بر این بوده تا چهره خشنی از انقلاب مردم مصر نشان داده شود و مردم را افراطیانی نشان دهند که تاب تحمل دیگران را ندارند.
همه اینها راهبرد کلی غرب است. غرب راهبرد تحریک مذاهب برای تضعیف کشورها را در دست دارد تا مسلمانان را چهره ای منفی نشان دهد.البته در داخل مصر زمینه ها و انگیزه های این مسئله از قبل وجود داشت. در زمان مبارک، مسیحیان در ساختار حکومتی مصر حضور داشتند و دارای پست هایی بودند. پتروس غالی یکی از سیاستمداران برجستۀ مسیحی در زمان حکومت مبارک بود. آنها کرسی های خود را در پارلمان داشتند و در آن زمان سعی بر این بود که توازنی برای کاهش وزن سیاسی مسلمانان ایجاد شود.



نقش قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در حادثۀ اخیر چقدر است؟
اسراییلی ها در این قضیه شریک هستند. بعد از بسته شدن سفارت اسراییل در قاهره، انگیزه برانگیختن مصر و از آب گل آلود ماهی گرفتن برای آنها بیشتر تقویت شده است. شاید بروز ناآرامی ها در غرب نیز چندان در این مسئله بی ارتباط نباشد.
به تنها مسئله ای که می توان اطمینان داشت اینست که این واقعه، خارج از استراتژی و برنامه های غرب نیست و بخشی از طرح های دولت های غربی است برای کنترل و مدیریت انقلابها و خیزش های اسلامی.



چه ارتباطی می تواند بین این دو وجود داشته باشد؟
اول اینکه در غرب مدتهاست که پیوند میان دولتها با ملتها سست شده است. چون پیوندها در این کشورها براساس رفاه و مسائل اقتصادی شکل گرفته است. به عبارتی دولتهای غربی (اعم از اروپایی و آمریکایی) دولتهای رفاهی هستند و با وعده های تغییر وضعیت معیشتی مردم روی کار آمده اند. اما هم اکنون وضع اقتصادی دولتها به دلیل بدهی های سنگین به گونه ای است که هرگز نمی تواند به مطالبات مردم پاسخ دهد و لذا نمی توان افق نزدیک و روشنی را برای پاسخگویی به مطالبات اقتصادی مردم در اروپا و آمریکا متصور بود. از سویی در غرب احساسات ناسیونالیستی آنقدر قوی نیست که بتواند جای آن پیوند را پر کند.
از طرفی به رغم قوی بودن ساختارهای حزبی، پیوندهای حزبی آنقدر قوی نیست تا پیوند ها را تقویت کند. اعضای احزاب تعصب عضویت در گروههای حزبی را ندارند و لذا احزاب نیز نمی توانند پیوندهای دولت با ملت را تحکیم و تقویت بخشند. لذا غرب در پی آنست که با تحریک مذاهب از جمله مسیحیت و تحریک مسیحیان پیوند بین دولت و ملت را از طریق مذهب پر کند. بدین ترتیب که با طرح شعار دفاع از مذاهب این هدف را محقق کند. قرآن سوزی در آمریکا، کاریکاتورهای موهن به اسلام، تحریک مسیحیان در کشورهای خاورمیانه و در نهایت نشان دادن این مسئله که مسیحیت در خطر است، نشانه هایی از این پروژه است. البته این پروسه ای چندین ساله است. دولتهای آمریکایی نیز چندان بی تمایل نیستند که این هدف را عملی کنند، کمااینکه بوش می گفت:" من یک مسیحی معتقد هستم" و مسئله جنگ صلیبی را مطرح می کرد.
غرب هم اکنون در حال استفاده و بهره برداری از این پروژه در انقلاب های عربی از جمله مصر است تا اگر برخوردی بین دولتهای جدید التأسیس و مردم به وجود آمد و همچنین نیاز به سرکوب بود، به نام دفاع از مسیحیت پشتیبانی مردم را جلب و به نوعی با اعزام نیرو به این کشورها دخالت کنند.



اما گفته می شود که غرب در مقطع فعلی آمادگی دخالت در کشور دیگری را ندارد.
در حال حاضر انتقادات زیادی متوجه غرب به خاطر جنگ افغانستان و عراق است، اما زمانی که بحث مسیحیت در میان باشد، ناگزیر مردم رضایت می دهند که فرزندانشان در جبهۀ دفاع از مسیحیت و مسیحیان بجنگند و این نیاز غرب است که افکار عمومی خود را به نام در خطر قرار گرفتن مسیحیت تهییج کند و چهرۀ بدی از مسلمانان نشان دهد. مسئله ای که طی دو سه روز اخیر در رسانه های غربی دیدیم. کشته شدگان مسیحی در ناآرامی اخیر به طوری ازسوی رسانه های غربی بزرگ نمایی شدند که هیچ شهید مصری تاکنون اینگونه نمایش داده نشده بود. پیراهن خونین مسیحیان و نمایش آن در رسانه های غربی طی یکی دو روز اخیر به خوبی نمایانگر این مسئله بود.
مسئله دیگر اینکه که در اطراف کاخ سفید و در نیویورک زمانی که خبرنگارها در طول تظاهرات اخیر از مردم می پرسیدند که چرا به خیابان آمده اند، آنها در پاسخ الهام گیری از حرکت مردم قاهره و همچنین پیروزی را دلیل خود عنوان می کردند. این مسئله بسیار مهمی است. همیشه غرب برای جهان سوم الگو بوده و امروز غرب در حال الگوگیری از جهان سوم است. به این مسئله توجه داشته باشید زمانی که صحنه های برخورد با مسیحیان پخش می شود، آنها دیگر نمی توانند بگویند که الگوی آنها مردم قاهره هستند


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://parcham.great-forum.com
 
بوی تجزیه مصر می آید
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
تارنما و نشریهء پرچم  :: فهرست :: پرچم بین المللی-
پرش به: