سردبیر: عظیم بابک-- ایمیل : info@pendar.eu
 
الرئيسيةالرئيسية  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  

شاطر | 
 

 بیانیۀ رفیق ببرک کارمل درنخستین پلنوم کمیته مرکزی ج.د.خ.بعدا ح.د.خ.ا

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
نویسنده
Admin


تعداد پستها : 160
تاريخ التسجيل : 2009-02-20

20101221
پستبیانیۀ رفیق ببرک کارمل درنخستین پلنوم کمیته مرکزی ج.د.خ.بعدا ح.د.خ.ا

اکادمیسین دستگیر پنجشیری

سپیده دم



در دامن هندوکش بیدار جهان
درسنگر صلح وکار وپیکارزمان
آغاز نها ده ام " الفبای نبرد "
تا بازگشایم ، ره دنیای جوان
" فروغ هستی "
بخش دوم
بیانیۀ اساسی رفیق ببرک کارمل درنخستین پلنوم کمیته مرکزی ج.د.خ.
( 15 عقزب 1346 خورشیدی برابر به 7 نوامبر 1967)


فرایند تدوین وتصویب اساسنامۀ جمعیت دموکراتیک خلق :


- پس ازتظاهرات خیابانی 3عقرب 1344 خورشیدی شهریان کابل و اشتراک فعال زنده یاد محمد طاهر بد خشی وسلطان علی کشتمند، کادرها وصفوف جمعیت دران؛
- نشر مرامنامه ء " جمعیت دموکراتیک خلق " ؛
- حملۀ وحشیانۀ 8 قوس 1345 خورشیدی سردار عبدالرشید و دیگر وکیلان هوادار سردار عبدالولی فرمانده قول اردوی مرکزی وداماد شاه، بر رفقا ببرک کارمل ، نور احمد نور، دکتر اناهیتا و بر گروپ پارلمانی جمعیت دموکراتیک خلق؛
- توقیف " جریدۀ خلق " و پیدایی گرایشهای مخالف و مختلف فرکسیونی در داخل " جمعیت دموکراتیک خلق " ؛ ضرورت طرح وتصویب اساسنامه ، بیش از پیش احساس گردید.
در روشنایی دو سال اول تجربه زنده گی ومبارزۀ فعال سازمانی و سیاسی، در نخستین جلسۀ کمیتۀ مرکزی (11جدی 1345 خورشیدی ) اکثریت اعضای کمیتۀ مرکزی پیشنهاد تدوین اساسنا مۀ " جمعیت دموکراتیک خلق " را به کمیته مرکزی مطرح کرد؛ زیرا رهبری بعد ازطرح ، تدوین، تصویب، طبع ونشر مرامنامۀ جمعیت دموکراتیک خلق، به درستی دریافته بود که : " دیگر این سازمان سیاسی ، بدون یک اساسنامه ای که اصول و موازین رهنمای ساختار تشکیلاتی آن " مرکزیت - دموکراتیک " باشد، رشد وانکشاف اصولی کرده نمی تواند و شایسته گی پیشا هنگی طبقۀ کارگر ، همه زحمتکشان و عالیترین شکل سازمان سیاسی را بدست نمی آورد ".
با شناخت این اصل و بر اساس رهنمودهای کنگرۀ مؤسس ( کنگرهء اول ) که طرح وتطبیق اساسنامه را به عهدۀ کمیتۀ مرکزی سپرده بود، موضوع تدوین وتصویب اساسنامۀ جمعیت را مطرح کرد .
شایستۀ یاد آوریست که طرح تدوین وتصویب اساسنامه دردومین سالگرد تأسیس کنگره ، به پیش کشیده شد. تا این هنگام پلنوم جمعیت دموکراتیک خلق ( مجمو ع اعضای اصلی وعلی البدل کمیتۀ مرکزی ) هنوزهر هفته یک بار جلسات خودرا دایر میکرد و هنوز منشی عمومی کمیته مرکزی دربارۀ ترکیب اعضای دفتر سیاسی با ببرک کارمل منشی کمیته مرکزی به توافق نظر قابل قبولی نرسیده بود ه اند .
اتفاقا درهمین شرایط ، اساسنامه وپروگرام حزب دموکرات مترقی محمد هاشم میوندوال صدراعظم نیز درجراید رسمی انتشار یافت وزمینه تدوین ونشر اساسنامۀ جمعیت دموکراتیک خلق نیز درعمل مساعد گردید.
سرانجام در سال دوم تأسیس " جمعیت دموکراتیک خلق " موضوع تدوین اساسنامه وطرح مسودۀ آن درپلنوم کمیتۀ مرکزی " ج.د.خ " ، تصویب شد.
برای انجام این وظیفه بازهم کمسیونی به رهبری ببرک کارمل منشی و عضویت محمد طاهر بدخشی رییس تشکیلات ، دستگیر پنجشیری رییس شعبه کنترول جمعیت و دکتر شاه ولی رییس تیوری وتبلیغ ج.د.خ موظف گردید.
طرح نخستین اساسنامۀ جمعیت دموکراتیک خلق در روشنی اساسنامه های مشروطه خواهان اول، دوم ، حلقه های سیاسی دوران استقلال و احزاب سیاسی ملی - دموکراتیک کشورهای همسایه، منطقه وخاورمیانۀ عربی، پس از سه ماه گفتگو، تعلل و مشاجره درآغاز سال 1346 خورشیدی از سوی کمیتۀ مرکزی جمعیت دموکراتیک خلق تصویب شد ( 142) و فیصله به عمل آمد تا پلنوم کمیتۀ مرکزی دعوت ودایر گردد و اساسنامۀ مصوب کمیتۀ مرکزی، از سوی پلنوم جمعیت دموکراتیک خلق تایید وتصویب شود .
هرچند انشعاب 14ثور 1346 خورشیدی، فرایند این تدابیر اصولی را کند ساخت؛ رویهمرفته تسوید وتصویب مرامنا مه واساسنامۀ جمعیت دموکراتیک خلق از خدمات برجستۀ سازمانی وسیاسی ج.د خ .ا بشمار می آید .
براساس این اساسنامه، ماهیت اجتماعی واصول جهان بینی وتیوریک سازمان مشخص شد و " جمعیت نوبنیاد دموکراتیک خلق درعمل ونظر به جنبش انقلابی جامعه وجهان به وضوح کامل خودرا معرفی کرد که :
- پیشاهنگ طبقات سیاسی واقشار دموکراتیک ملی وهمه زحمتکشان افغانستان وعالیترین شکل سازمان سیاسی آ نان است ؛
- اتحاد داوطلبانۀ کارگران، دهقانان، پیشه وران شهرها، روستاها، روشنفکران سرمایه داران ملی و همه وطنپرستان آگاه کشور میتواند وباید پایه های اجتماعی و سیاسی آن قرارگیرد ؛
-------------------------------------------------- (142 ) دربارهء طرح ،تدوین ،تصویب ونشر اساسنامه ء جمعیت دموکراتیک خلق دردومین سالگرد تاءسیس جمعیت.
- میتواند وباید ازمنافع همه طبقات و اقشار ضد استبدادی، ضد ارتجاعی، ضد ستم ملی، ضد استعمارنو و ضد امپریاليزم دفاع و در راه تطبیق بی چون و چرای ارزشهای دموکراتیک قانون اساسی، استقرار مشروطیت ، تأمین دموکراسی و ایجاد جبهۀ دموکراتیک ملی ، مبارزۀ عادلانه کند.
ـ براساس تحلیل مشخص از وضع مشخص جامعه، تأمین استقلال ملی اصلاحات دموکراتیک برانداختن مناسبات کهن قبیله یی، زمینداری اربا بی وفیودالی ، تأمین حقوق و آزادیهای دموکراتیک، طرد نفوذ امپریالزم ، بقایای استعمار کهنه و نو و بطور کلی پیروزی نهایی نهضت دموکراتیک ملی ، ایجاد حکومت دموکراسی ملی ، تعقیب راه رشد غیر سرمایه داری ، تقویت همه بخشهای اقتصادملی، ازجمله بخش خصوصی ، کوپراتیفی ، مختلط وبخش دولتی؛ اهداف عمدۀ استراتیژیک و" ساختمان جامعه نوین سوسیالستی " درکشور هدف غایی آن است که : به اصول انترناسیو نا سیو نالزم و همبسته گی رزمجویانۀ کارگران جهان ، به وطنپرستی ، دوستی و برابری حقوق ملل و مردمان ، صلح و امنیت دولتها عمیقاً وفادار میباشد ؛ اهداف تشکیلاتی ، جمعیت دموکراتیک خلق در اساسنامه بازتاب یافت (143)




(143) - 14 ثور 1346 خورشیدی، اعلان انشعاب جمعیت دموکراتیک خلق
از سوی حفیظ الله امین وهوادارنش در دانشگاه کابل.


انشعابها وعوامل آن در جمعیت دموکراتیک خلق
و پیدایی فرکسیونهای " خلق " و " پرچم "

" رهبری واکثریت فعالان سیاسی جمعیت دموکراتیک خلق ازهمان آغاز پیدایی کار زنده گی ومبارزۀ سازمانی وسیاسی جمعیت تلاش کرد که: با آگهی از جهان بینی علمی وتجارب مثبت ومنفی پیروزی وشکست احزاب دموکراتیک- ملی ومترقی منطقه وجهان، متناسب با وضع وشرایط مشخص اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور نیمه فیودالی وسلطنتی، سنگ پایه های اصولی شیوۀ صحیح کار را ، درهمه سمت وسو های زنده گی حزبی، بویژه در طرح وتدوین اصول مرامی سازمانی وتشکیلاتی اشکال مبارزۀ ایده ئولوژیکی ، سیاسی و اقتصادی، اصول وموازین سازماندهی فن مبارزۀ اجتماعی ودرک اساسهای رهبری علمی جامعه را رهنمای عمل قرار دهد و متناسب به شرایط ووضع کشور با حد اقل اشتباه ، رشد سالم کند؛ و لی عناصر اصولی ، به علت سیطرۀ نیرومند گرایشهای قومی و قبیله یی در رهبری جمعیت، مانع حضور و نفوذ حفیظ الله امین و انشعاب زود رس در " جمعیت دموکراتیک خلق " شده نتوانست؛ مبارزۀ درونی وبیرونی جمعیت از همدیگر تفکیک وجدا نشد؛ به استفاده از سلاح مؤثر انتقاد اصولی وسالم ، انتقاد ازخود واعتراف به اشتباهات و استحکام وحدت درونی جمعیت کمتر استفاده به عمل آمد.
البته علت نخستین واساسی انشعاب در رهبری جمعیت، حضور ونفوذ بی قید وشرط و مرموز حفیط الله امین درگرماگرم مبارزه انتخاباتی وشکست منشی عمومی در ولسوالی ناوه ی ولایت غزنی ؛ درشرایط عینی ، طبقاتی ، سیاسی، قومی وقبیله یی فرتوت کشور، ضعف درک ، آ گاهی اجتماعی ، نبود تجربۀ لازم سیاسی ، فقر تیوری اعضای مؤسس جمعیت دموکراتیک خلق، درهمان دو سه سال نخست، حیات پرعمل دوران کودکی جمعیت دموکراتیک خلق بوده است.
رهبری جمعیت به درجات متفاوتی به این راز ورمزهای زنده گی جمعیت، آگاهی داشته اند که حل مسایل سازمانی و مبارزۀ بدون اتوریتۀ فردی وسازمانی درجمعیت به دشواریها وموانع مواجه میشود؛ ولی این اتوریته ونفوذ باید شعوری وآگاهانه تأمین میشد، نه مصنوعی و مبتنی برارعاب، ساده ساختن مسایل وموضوعات پیچیده، دیکته و فرماندهی شخصی و بدون قبول مسؤولیت فردی؛ تهدید، تخویف وتبلیغا ت بی پایه وتظاهر به قدرت دراین جا وآن جا.
شایستۀ گفتن است که کمیته تدارک کنگرۀ اول، ازهمان آغاز تأسیس جمعیت به این فکر و ذکر بود، تا سازمانی را پایه گذاری کند که دارای یک جهان بینی روشن علمی باشد و مسایل اجتماعی را با در نظر داشتن منافع اکثریتهای محروم وبسود زحمتکشان افغانستان حل عادلانه ودادخواهانه بتواند وبرای نیل به این مأموریت تاریخی، همه نیروهای ترقیخواه دموکراتیک ، ملی، ضد استبدادی وضد واپسگرایی (ارتجاعی) وضد امپریالستی را بسوی اهداف استراتیژیکی وغایی جلب وجذب کند واز جامعۀ نیمه فیودالی وعقب نگهداشته شده طبقاتی و مبتنی براستثمار انسان از انسان ، سرانجام پایه های یک جامعۀ مرفه و آزا د از تضادهای طبقاتی، استبداد، تبعیض نژادی، قبیله یی، قومی وآزاد از تبعیضهای جنسی، زبانی ومذهبی محلی ومنطقه یی را بنا نهد.
برای رسیدن به این هدفهای دور ونزدیک باید این جمعیت از نظر نوع و تیپ خود کاملا جدید، گشن بیخ ، فرا گیر، قانونی، چند ین قومی، چندین مذهبی ودرهمان پله ء تکامل تاریخی مبارزه وشرایط ملی وجهانی، دموکراتیک وملی می بود. در آغاز همه اعضای کمیتۀ مرکزی به شمول نور محمد تره کی منشی عمومی جمعیت به این اهداف دور ونزدیک جمعیت همنوا بوده اند. باید رهبری این کشتی شناور ، مبارزۀ علنی قا نونی مسالمت آمیز خودرا، با مبارزه بی سر وصدا و مخفی خود، دور از شعاع هرگونه ضربه ارتجاع داخلی و بیرونی ، با رعایت اصول سازماندهی اجتماعی و آموزش و پرورش کادرها و اجراکننده گان فعال مشی استراتژیک و غایی جمعیت ، در حوزه ها ی مناطق صنعتی ، مراکز فرهنگی شهرها ودیگر مراکز استراتیژیک تلفیق وتنظیم وهماهنگ میتوانست.
این شیوۀ مبارزه با شناخت شرایط و ضرورت زمان و مکان مشخص جامعه ما و با الهام از تجارب تاریخی احزاب دموکراتیک و ترقیخواه جهان، بایستی رهنمای عمل مبارزان انقلابی قرار میگرفت، تا امکان هرگونه فتنه گری وتحریکات واپسگرایان به حداقل کاهش می یافت و از افشاء گری ماهیت سازمان در همان حالت جنینی جمعیت ، جلوگیری صورت میگرفت ".
به باورم همانگونه که دربیانیه اساسی پلنوم وسیع جمعیت دموکراتیک خلق، ازسوی ببرک کارمل به روشنی بازیا فت:
" هرگاه برنامۀ مبارزۀ علنی قانونی ومسالمت آمیز جمعیت با شیوه های استرایژیک و نهایی مبارزۀ آن به دقت وبی خطا پیگیری میشد بدون ترس از اشتباه پایه های اجتماعی سیاسی وملی جمعیت دموکراتیک خلق، تا روستاها ودرمیان حوزه های دهقانان فقیر گسترش می یافت واز نفوذ واعتبار بین المللی نیز برخوردار میگردید وراه جمعیت خودرا از درون نهضت دموکراتیک ملی بسوی تشکیل یک جبهۀ دموکراتیک، روشن وهموار میکرد ".
ولی جمعیت دموکراتیک خلق ازتاریخ شکست منشی عمومی در انتخابات 1344 ولسی جرگه تا تأسیس جریدۀ خلق ( 22حمل 1345 خورشیدی ) دریک بی اصولی، دلسردی و خودسری درهمه عرصه ها، بویژه از نگاه سازمانی دوچار گردید.
اشتراک فعال جمعیت دموکراتیک خلق در روز پشتونستان (1344 خورشیدی ) ، سخنرانیهای آتشین زنده یاد محمد طاهر بدخشی وسلطان علی کشتمند درواقعۀ خونین 3عقرب 1344 وزندانی شدن این دوعضوکمیتۀ مرکزی ، محمود بریالی و بصیر رنجبر دوتن از فعالان، دراین تظاهرات خونین دانشجویان وشهریان کابل؛ سفر خودسرانه منشی عمومی جمعیت ، ظاهراً به المان دموکراتیک، های وهوی تبلیغاتی هواداران حفیظ الله امین دربارۀ ترجمه وچاپ یک کتاب فلسفی ازسوی منشی عمومی کمیتۀ مرکزی، فرایند انشعاب و اختلافات درون جمعیت را شتاب بخشید.
درزمینۀ نشرات جریدۀ خلق نیز گرایشهای متفاوتی آشکار شد .
- منشی عمومی کمیتۀ مرکزی وگروهی به این باور بود ه اند که بیشترین ستونهای جریده به مسایل بین المللی مبارزۀ ایده ئو لوژیک و تشریح تیوریک مبارزۀ طبقاتی باشد " ؛ ولی رفیق ببرک کارمل ، درهمان برهۀ حرکت جنبش وجامعه ، ازمبارزۀ سیاسی ، اقتصادی ومطالباتی کارگران، دانشجویان، پیشه وران شهری وزحمتکشان کشور طرفداری میکرد وبه این باور بود که :
ـ تحلیل مشخص از اوضاع مشخص اجتماعی اقتصادی ومبارزه در راه اصول مرامی وتطبیق ارزشهای دموکراتیک قانون اساسی ضرورت اساسی دارد ".
من نیز گزارش دستا وردها ی مبارزات اقتصادی ومطالباتی کارگران وزحمتکشان کابل ودیگر مراکز تولیدی راغالبا به تخلص مستعار "نامه نگار کارگری " باری در جریدۀ خلق وبیشتر در جریدۀ پرچم به نشر می سپردم .


اختلاف نظرات درباره نشرات جریدهء خلق و پیدایی فرکسیونهای " خلق " و " پرچم" ؛ در جمعیت دموکراتیک خلق ( 144 )
- منشی عمومی ج.د.خ.ا به هنگام نشر مرام جمعیت دموکراتیک خلق هدفی را که در برابر نهضت وسازمان می نهاد، " استقرار دولت دموکراسی خلقی به حیث هدف ستراتیژیک" بدون ذکر ایجاد جبهۀ متحد دموکراتیک از نیروهای سیاسی بوده است.
- ازسوی ببرک کارمل " حکومت دموکراسی ملی وتعقیب راه رشد غیر سرمایه داری وپیش کشیدن شعار جبهه متحد ملی ودموکراتیک، طبق تحلیل علمی شرایط مشخص کشور "، مطرح میشد .
سرانجام طرح رفیق ببرک کارمل پس از مباحثات توضیحی وگفتگوهای اقناعی در مرامنامه " جمعیت دموکراتیک خلق " ، مورد تصویب نهایی قرارگرفت ودرجریدۀ خلق نشرشد.


--------------------------------------------------


( 144 ) - اختلاف نظرات کمیته مرکزی، دربارۀ چگونه گی نشرات " جریدۀ خلق "
وپیدایی فرکسیونهای " خلق " و " پر چم "


- با برگشت مرموز حفیظ الله امین از امریکا ، حضور ، نفوذ و اعتبار او نزد منشی عمومی جمعیت، انحرافات عظمت طلبانه قومی ومحلی روبه فزونی نهاد و پس از توسعۀ کمیتۀ مرکزی وارتقای حفیظ الله امین بدون طی دورۀ آزمایشی به عضویت مشاور کمیتۀ مرکزی ، بحران سیاسی دردرون جمعیت نیز گسترش بیشتر یافت.
" رفیق ببرک کارمل منشی کمیتۀ مرکزی برای ارتقای سطح شعور سیاسی و تقویت انضباط آگاهانۀ سازمانی دوطرح زیرین رابه کمیتۀ مرکزی پیشنهاد کرد:
1) : - تصمیم نشر جریدۀ جدید برای " جمعیت دموکراتیک خلق" ؛
2 ) :- تصمیم اکثریت رهبری جمعیت دربارۀ استعفای استاد میراکبر خیبرعضو کمیته تدارک کنگره از مسلک نظامی .
تصمیم استعفای استاد میر اکبر خیبر ازمسلک نظامی اگر که پس از واقعه خونین 3 عقرب 1344 خورشیدی وتبدیلی او به ولایت پکتیا ، به خاطرشکستن قید وبند و نظارت پولیسی گرفته شده بود؛ اما بازگشت استاد خیبر به کارهای حرفه یی وکمرنگ کردن نفوذ بی بند وبارحفیظ الله امین از مزایای دیگر، ولی جانبی وسودمند این تصمیم بوده است.
منشی عمومی کمیته مرکزی ؛ با هردو پیشنهاد رفیق ببرک کارمل منشی کمیته مرکزی مخالفت و به این موضوع پافشاری میکرد تا به هر قمیتی که شود جریدۀ خلق احیا گردد. منطق روانشاد نورمحمد تره کی منشی عمومی این بود که قانون احزاب هنوز تصویب وتوشیح نشده است هرگاه تلاش شود که باردیگر طبق قانون مطبوعات جریدۀ خلق به صاحب امتیاز آن تعلق بگیرد وبه این وسیله "جمعیت دموکراتیک خلق " طبق قانون احزاب سیاسی به حیث یک حزب سیاسی تثبیت میگردد .
موجز اینکه این هر دوپیشنهاد ببرک کارمل انگیزه صف آرا یی وانشعاب میان طرفدا ران منشی عمومی ومنشی کمیته مرکزی گردید ونورمحمد تره کی منشی عمومی گویا از ببرک کارمل سلب اعتماد کرد " .
ببرک کارمل برای تحکیم وحدت رهبری و جلوگیری از انشعاب، استعفا نامۀ خودرا ازهمه مقامات رهبری کنندۀ جمعیت توأم با یک تحلیل انتقادی از انحرافات درون جمعیت به کمیتۀ مرکزی پیشنهاد کرد.
ولی کمیتۀ مرکزی تقاضای سبکدوشی ببرک کامل را از دارلانشاء باحفظ عضویت او به کمیتۀ مرکزی تصویب نمود. درعين حال، برای منشی عمومی و حفیظ الله امین نیز از سوی کمسیون کنترول جمعیت دموکراتیک خلق اخطار تحریری تعیین و به آنان ابلاغ شد. " تا در آیند ه پیش از فیصله کمیته مرکزی ، تصامیم شخصی هیچ عضو رهبری را در سازمانهای حزبی اعلان و انضباط حزبی را خود سرانه نقض نکنند ".
فقط در جریان این بحران تشکیلاتی ، دستگاه حاکمه و واپسگرایان به وسیله سردار عبدالرشید خان ودیگر وکیلان وابسته به سردار عبدالولی فرمانده قول اردوی مرکزی و داماد محمد ظاهرشاه، درولسی جرگه حملۀ جارحانۀ خودرا علیه گروپ پارلمانی جمعیت آغاز کرد؛ ولی این توطیه دستگاه نیز به واکنش شدید زنان، مردان، کارگران، جوانا ن و دانشجویان دانشگاه کابل ، روشنفکران وشهریان کابل مو اجه وخنثا گردید.
زنده یاد محمد طاهر بدخشی گرداننده گی این مظاهره را بعهده داشت. تظاهر ازشفاخانه " ابن سینا " روبروی نخستین ماشیخانۀ کابل آغاز شد.
بانو دکتورس انا هیتا از بستر مریضی با سرودست بندج بیچ وتن بیمار برخاست و با ابراز سپاس ازهمدردی اشتراک کننده گان مظاهرۀ خیابانی 9 قوس 1345، افراطکاریهای وحشیانۀ شماری از وکیلا ن وابسته به محافل حاکمه را ، علیه زنده یاد ببرک کارمل و وکیل نوراحمد نور با خشم وغضب انقلابی افشا ء گری کرد و با سخنرانی آتشین خویش، در دل شهریان کابل، بویژه در نسل جوان شور مبارزه ومقاومت داد خواهانه آفرید.
در جادۀ میوند نزدیک به بازار چنداول زنده یاد محمد طاهر بدخشی مرا موظف ساخت تا سخنرانی افشاء گرانه کنم. دران لحظه ازفراز یک وسیله نقلیه شهرداری فریاد برآوردم که شهرکابل ، در دوران سیطرۀ نادر افشار، یکی از مراکز استراتیژیک منطقه وبزرگ راه بین شمال وجنوب آسیا و مرکز خراسانزمین بود؛ به همین دلیل در دوران تیمورشاه پای تخت کشور، به کابل انتقال یافت.
دراین برهۀ تاریخ چنداول مرکز تربیت نظامی، سیاسی، فرهنگی زبان وادبیات فارسی ومرکز آگاهی سیاسی بود؛ ولی پس از استقرار وسیطرۀ استبداد کبیر وصغیر در افغانستان ، مردم چنداول باهمه آگاهی سیاسی، دانش هنر، ادبیات ومیراثهای شایسته فرهنگی ، با درد و دریغ از سرد مهری روزگار وتبعیض رنج میکشند؛ شخصیتهای بزرگ وبرجستۀ سیاسی ، فرهنگی ومذهبی آنان ازتعقیب بند زنجیر وزندان استبداد رنج می بینند؛ مرزا مهدی چنداولی مشروطه خواه مشهور ومنشی شاه امان الله ازسوی استبدا د استعمار ی یکجا با محمد ولی دروازی نایب شاه امان الله و فقیر احمد پنجشیری مشروطه خواه و سکرتر سفا رت درمسکو، غلام جیلانی چرخی وجنرال شیر احمد چرخی فرزند ان سپهسالار غلام حیدر چرخی، در یک روز در درون ارگ به دار آویخته شد ند ، زنده نام محمد سرورجویا پس ازدهها سال تحمل رنح زندان استبداد درپای شمعی جان سپرد ودرد وداغ دل بیدار خود را تا آخرین لحظه ی زنده گی به شمع بسترش به این الفاظ زمزمه کرد و.ماندگار ساخت که :

" اشک بر بسترم ای شمع بیفشان وبسوز "
" منتها تا د م صبح است دوام من و تو "


شادروان علی اصغر شعاع شخصیت فرهنگی وبا نفوذ مذهبی چنداول به همین سرنوشت گرفتار گردید؛ فرزندان این مردم نیز از حق آموزشهای عالی دردانشگاه نظامی و دانشکدۀ حقوق وعلوم سیاسی محروم شد ند؛ کارد تبعیض نژادی ومذهبی تا مغز استخوان این مردم فرهیختۀ وطن فرورفته ا ست و درتمام وزارت دفاع یک جنرال و در و زارت امور خارجه حتا یک پیادۀ دفتر ازاین مردم بافرهنگ امکان خدمت نیافته اند.
تا این شورا واین ارتجاع فیودالی واین مکتب واین بلاها به سرنوشت مظلومان حاکم باشند آزادی و دموکراسی هیچگاهی به شگوفه نخواهد نشست و بارور نخواهد شد.
این سخنرانی با شعار " مرگ بر ارتجاع و مرگ براستبداد - ظلم ملی ، اجتماعی ، ومرگ بر نظامیگران پاکستان و دشمنان سوگند خورده خلقها ی دربند وزنجیر بلوچ و پشتونخوا " و مطالبۀ داد خواهانۀ تعقیب جنایت کاران وقانون شکنان ولسی جرگه تداوم یافت. موجزاینکه دراین برهۀ رشد سازمانی وطرح وتصویب اساسنامه سه گرایش عمدۀ زیرین به نظر میرسید:
نخست : نور محمد تره کی طرفدار مطلق کردن قطب مرکزیت بود ؛
دوم : ببرک کا مل واکثریت کمیتۀ مرکزی کنگره از مرکزیت - دموکراتیک طرفداری میکرد
سوم : زنده یاد محمد طاهر بد خشی ، درآغاز تشکیل کنگره وکمیتۀ مرکزی وپیش از تصمیم عضویت، حضور ونفوذ حفیظ الله امین دررهبری ، از وحدت جمعیت زیر رهبری نورمحمد تره کی منشی عمومی جمعیت، پشتیبانی جدی میکرد و رییس شعبۀ تشکیلات و ستون فقرات جمعیت بود.
ولی با حضور ونفوذ مرموز وارتقای شتابندۀ حفیظ الله امین در جمعیت دموکراتیک خلق ، آنهم بدون طی مرحلۀ آزمایشی ، نظر مخالف داشته است .
رفیق محمد طاهر بدخشی با درک وتحلیل وضع سیاسی وگرایشهای درون جنبش جامعه واوضاع سیاسی پیرامون افغانستان ؛ به فکر وذکر جداکردن فعالان سیاسی وفادار خویش ، تجربۀ اشکال گونه گون مبارزۀ مخفی وعلنی، مسالمت آمیز وسازماندهی مبارزات انقلابی افتاد؛ با حفیظ الله امین در مسایل تشکیلاتی برخوردهای جدی کرد و راه خودرا جدا ساخت و نخست به تشکیل "محفل انتظار" پرداخت.
دستگیر پنجشیر، شهرالله شهپر و سید عبدالحکیم شرعی نیز درا ین مرحلۀ رشد سازمانی از اصول سازمانی احزاب طراز نوین طبقۀ کارگر " مرکزیت برپایۀ دموکراسی " واز وحدت دموکراتیک همه نیروهای سیاسی در افغانستان واحد وتجزیه ناپذیر پشتیبانی به عمل آوردند.
مشخص تر باید گفت که اختلاف آراء پیرامون جهات وقطبهای اساسی مرکزیت دموکراتیک تشدید شد. این مسأله ازلحاظ ساختمار تشکیلاتی جمعیت اصل عمده ورهنما ، به شمار میرود .


درکنگرۀ اول ( جمعیت دموکراتیک خلق " چرا اساسنامه طرح وتصویب نشد ؟


به پاسخ پرسش بالا باید به ایجاز کامل گفت که " کنگرۀ مؤسس " ج.د.خ. درشرایط غیر قانونی و درروز اول جنوری 1965 ع به بهانه ی تجلیل روز پیروزی نخستین قیام مسلحانۀ ( 1842 م ) خلقهای برادر افغانستان علیه سپاه تجاوزکار استعمار بریتانیای کبیر در منزل نورمحمد تره کی بعد از ظهر دایر شده و 12 ساعت را دربرگرفت وهمه مراسم آن تانیمه های شب اول جنوری وسپیده دم 2 جنوری 1965، با اندک تنش وجار جنجال قابل مهاری پیروزمندانه پایان یافت .
- کنگرۀ اول ( کنگرۀ مؤ سس ) به کمیتۀ مرکزی منتخب کنگرۀ اول صلاحیت داده بود تا به هنگام تشکیل کنگرۀ دوم ، مرامنامه و اسا سنامه جمعیت دموکراتیک خلق را طرح و تصویب نمایند. زیرا درآن شرایط اختناق قانون تشکیل احزاب سیاسی و طرحهای مرامنا مه واساسنامه جمعیت دموکراتیک خلق هنوز تصویب، توشیح، انتشار ورسمیت نیافته بود؛ لیکن اگر به اساس فیصله پلنوم کمیتۀ مرکزی مرامنامه ، بویژه تعیین هدف استراتیژیک وموضوع تأسیس حکومت دموکراسی ملی وتعقیب راه رشد غیر سرمایه داری و بدون ظهور و پیدایی اختلاف و انشعا ب درجمعیت دموکراتیک خلق سپری شد؛ ولی مسأله " اساسنامه " جمعیت دموکراتیک خلق درکمیتۀ مرکزی موجب منازعه شدیدی بین اکثریت واقلیت کمیتۀ مرکزی گردید. طرح اساسنامه ای که از طرف کمسیون منتخب کمیتۀ مرکزی ، به پلنوم کمیتۀ مرکزی پیش شده بود، درحدود بیش از چهارماه درجلسات طولانی مطرح بحث ومجادله قرارگرفت. روانشاد نورمحمد تره کی منشی عمومی ج.د.خ. ازتداوم وضع موجود دفاع میکرد ومایل بوده اند تا دربارۀ طرح وتصویب اساسنا مه و مرامنامه پژوهش وکار بیشتر شود وبه این وسیله فرایند مبارزۀ درون حزبی وزمینۀ شناخت بیشتر رهبران وفعالان سیاسی فراهم آید؛ ولی رفیق ببرک کارمل واکثریت اعضای کمیتۀ مرکزی این کند کاری را به زیان مرکزیت - دموکراتیک و وحدت جمعیت دموکراتیک خلق ارزیابی میکرده اند. ( 144)
--------------------------------------


( 144 )- اختلاف نظرات درباره چگونه گی نشرات "جریده ء خلق " وپیدایی فرکسیونهای " خلق " و " پرچم "


وضع عمومی کشورما


در گزارش نخستین پلنوم کمیتۀ مرکزی جمعیت دموکراتیک خلق ( اکثریت) ؛ ساختمان
ومحتوی عمدۀ اقتصادی واجتماعی افغانستان :
" تسلط شکل خاص مناسبات فیودالی، ماقبل فیودالی، نظام قبیله یی، دودمانی وهمچنان جریان تکامل قشربندی بورژوازی تجاری دلال در وجود تجار بزرگ وارداتی و صادراتی ، نماینده گیهای تجاری، ساختمانی ، صنعتی ، انحصار ات کشورها ی سرمایه داری ـ امپریالستی بوده است؛ ولی به موازات تسلط مناسبات فیودالی و انکشاف بطی منا سبات سرمایه داری تجاری و صنعتی د رکشور ، سکتور دولتی اقتصاد ، بویژه نوعی از سرمایه گذاری دولتی ضدامپریالستی طی پلان پنجسالۀ اول ودوم درحال گسترش وتوسعه بود.
یکی از قشرهای دیگر جامعه که هم از سیطره ونفوذ سیاسی برخوردار بوده وهم در پهلوی مالکان فیودال به تدریج ، به زمینداران وسهمداران بانکها واپارتمانها در شهرها مبدل میشده اند وبه همکاری رژیم سیاسی کشور پولهای هنگفتی را از طریق اختلاس ورشوه از کیسۀ دولت وخلقها به حساب بدنام کردن سکتور ( بخش ) دولتی اقتصاد ، در رشته های تجاری ، مالی وصنعتی درداخل وخارج کشور بکار انداخته ، به عنوان قشر با نفوذ درترکیب طبقات حاکمه حیات طفیلی داشته ، همانا قشر فاسد فیودال وبورژوا - بیروکرات ( کارمندان ملاک وثروتمندان عالیرتبه ) کشور بوده اند.
درنتیجۀ این وضع اقتصادی واجتماعی کشور ، بیکاری مزمن و روبه افزایش، سراسر جامعه را تهدید میکرد ؛ تضاد بین فقر وثروت تشدید می یافت . مناسبات تولید فیودالی درحیات اقتصادی ـ اجتماعی سلطه داشت وتضاد اساسی بین دهقانان و زمینداران بزرگ، روز تاروز تشدید میشد.
دراین گرهگاه تضادهای پیچیده افغانستان از نظر وضع اقتصادی ـ اجتماعی وسیاسی داخلی وموقف سیاست خارجی عدم انسلاک در دوراهی رشد سرمایه داری وغیر سرمایه داری قرار داشته وامکانات برای هردو راه رشد موجود بوده است. "
حکومت محمد هاشم میوندوال وحزب دموکرات مترقی ایشان مطابق به طرح پلان سوم انکشافی مرامنامه وخط مشی خود به تشویق سرمایه گذاری خصوصی خارجی وداخلی وتشبثات خصوصی گرایش داشت.
در گزارش پلنوم وسیع این واقعیت تلخ تاریخ معاصر نیز بازتاب روشن دارد که :- " افغانستان قبل از لویه جرگه ( 1332) خورشیدی در واقعیت امر یک کشور نیمه مستعمره بوده است؛ ولی پس از لویه جرگه 1332 ع تغییرات نسبی در زنده گی وسیاست خارجی واقتصادی کشور رخ داد وکمکهای اقتصادی ، تخنیکی و فرهنگی بدون قید وشرط کشورهای صلحدوست سوسیالستی درپلانهای پنجساله به پیمانۀ قابل ملا حظه صورت گرفت به حصار نظام فرتوت فیودالی افغانستان شگافی ژرف وارد ساخت.
پس از لویه جرگه ( 1334) سیاست خارجی خنثای افغانستان بسوی بیطرفی فعال و پالیسی عدم انسلاک گرایش یا فت. "
درآن شرایط تاریخی، استعمار کهن و میراثخواران پاکستانی آنان به گونۀ اژدهایی بنا م
" خط تحمیلی دیورند ، درجنوب شرق کشورما ، در امتداد 2430 کیلومتر در کمین بود " ؛
پکتهای تجاوزکارانۀ نظامی سنتو، سیاتو ، پیمان تعا ون منطقه یی سه جانبه درهمسایه گی و در منطقۀ ما بیداد میکرد.
استعمار نوین در وجود ماشین حکومت وسازمانهای جاسوسی خود به فکر وذکر ، آبیاری زمینهای مستعد به کشت وبذر وتسخیردوسوی دریای هیلمند افتاد ه بود ".
ببرک کارمل 45 سال پیش درگزارش پلنوم وسیع جمعیت دموکراتیک خلق به روشنی پیشبینی کرده بود که :
" نیروهای استبداد ارتجاع واستعمار، به ویژه دستگاه حاکمه سیاسی افغانستان برای تثبیت وضع خود پیوسته درنوسان ، دودلی و تردد است؛ توطیه علیه سیاست بیطرفی مثبت ، نهضت دموکراتیک و نیروهای ترقیخواه کشور ، دوراز امکان نمی باشد.
درسالها ( 1345 خورشیدی ) به اسا س ا حصاییه رسمی به این باور بوده اند که : افغانستان دارای(15ملیون ) نفوس داشته است درآ ن سال تولیدات کلی کشور 500/ 29 ملیارد افغانی ودرحدود 700ملیون دالر بوده است؛
ولی ازجمله 500 / 29 ملیاردافغانی 200/ 28 ملیارد افغانی آن ارزش تولیدات زراعتی ومالداری بوده که نمودار آشکار تسلط مناسبات فیودالی است.
به اساس گزارش پلنوم وسیع ج .د. خ ، عواید سرانه 65 دالر تخمین شده و دران سالها ( 1345 ) قیمت واقعی دالر ( 70 ) هفتاد افغانی بود ه است.
به این تر تیب عواید ملی به گونه تخمین 1000ملیون دالر برابر به 70ملیارد افغانی سنجش شده بود؛ ولی نکتۀ قابل دقت این بوده است که قسمت اعظم عواید ملی به طبقات حاکمه کشور تعلق داشته است.
مجموع سرمایه گذاری پیشبینی شده طی پنج سال پلان سوم از سال 1346- 1350 - مجموعا 33ملیارد افغانی بوده که 69 فیصد آن از کمکهای خارجی تأمین میگردید.
دربیانیه اساسی پلنوم کمیته مرکزی رفیق ببرک کارمل، این یافته ها نیز بازتاب روشن داشته است که:
- قیمتها در حدود صد فیصد نسبت به سالهای دوم وسوم پلان دوم پنجساله بلند رفته وارزش واحد پولی سقوط کرده بوده است.
دران هنگام مجموع حجم صادرات و واردات کشور ( بدون کمکها ) درپلان دوم 5 . 625 ملیون دالر و طبق پیشبینی پلان سوم به 3 . 845. دالر میرسید ...."
با آگاهی ازاین ارقام بیانیۀ اساسی پلنوم وسیع کمیتۀ مرکزی ، میتوان به سطح حیات رقتبار توده ها ی مردم، در آغاز نیمۀ دوم قرن بیستم افغانستان و به آهنگ کند رشد اقتصادی - اجتماعی واوضاع خلقهای افغانستان، عمیقا پی برد که با فقر ، بیسوادی وبیماریهای گونه گون طاقت فرسا، چی گونه دست وپنجه نرم میکرده اند ودر شریط قبیله سالاری وتسلط مناسبات زمینداری اربابی با گامهای اشتری گام می نهاده اند .
این پلنوم وسیع کمیتۀ مرکزی، برای بیرون رفت ازاین گرهگاه تضادهای اجتماعی وتنگنای زنده گی ، "چراغ رهنما" را نیز دربرابر رزمنده گان تاریخ ، به ویژه جمعیت دموکراتیک خلق (اکثریت) افروخته وبر مبنای " قانون عینی تکامل وقانون تغییر وسرعت زمان "، این حکم عا دلانه را برای نیروهای اصولی جمعیت دموکراتیک خلق با خوشبینی تاریخی صادرکرده بوده اند که :
" تنها طبقۀ کارگر ، خلق کارگر وحزب پیشاهنگ آن که همانا ج. د.خ. ( اکثریت ) افغانستان است؛ در اتحاد با دیگر نیروهای ترقیخواه وطنپرست، به شمول صفوف وکا درهای محدود وشریف گروه ضد جمعیتی که راه اصول را گم کرده اند ؛ میتوانند وباید که تحول اجتماعی بنیادی واساسی را بنیاد نهند ؛ نی نیروهای استبدادی ، ارتجاعی وعناصر ومحافل وابسته به استعمار . "
برای شناخت دقیق وصحیح وضع اجتماعی ترکیب طبقاتی جامعه و پایه های طبقاتی نیروهای محرکه نهضت، حد ومرز ناخورسندی و رنجهای بیکران توده های مردم واین آفریننده گان تاریخ ، اینک بازهم به یا فته های پلنوم وسیع کمیتۀ مرکزی ج.د.خ رجوع میشود :
" به استناد احصاییه تخمینی ورسمی دولت ( درمسودۀ پلان سوم انکشافی ) ، جمعیت کشور، 40 / 15 ملیون بوده است که نزدیک به 73 / 2 ملیون کوچیان ودقیق تر کوچنده گان اواره بوده اند وانرژی آنان غالبا درکوبیدن میخ خیمهای آنان بیهوده ضایع میشده است، دسترسی به آموزش وپرورش نداشته اند وغالبا درشرایط قبیله سالاری وما قبل فیودالی دردل ودامان صحراها زنده گی بدوی تلخ ویکنواخت داشته اند.
ازجملۀ 67 / 12 ملیون نفوس کشور بدون کوچنده گان سرگردان به اصطلاح (کوچیا ن ) ، 8 ملیون مرد وزن مستعد به کار فعال واشتغال، به علت تسلط مناسبات کهن قبیله سالاری و فیودالی، اکثریت عظیم آنان ازفرایند تولید، توزیع، سواد وکارخلاق آفرینشی وفرهنگی ترقی خواهانه بیرون ریخته شده وغالباغیر فعال ودربیکاری مزمن وفصلی " حیات "!بسر میبرده اند؛ولی شمار کارگرانی که درسال 1346 خورشیدی درکارها ی تولیدی ، دستی وماشینی فعالیت میکرده اند درگزارش پلنوم جمعیت دموکراتیک خلق به شیوه زیرین بازتاب یافته است:
" - کار گران مؤ سسات فعال صنعتی کشور 28هزار؛
- کارگران ساختمانی وکارهای جیولوژیک 83 هزار ؛
- کارگران صنایع دستی 200هزار ؛
- سایر رشته ها وفعالیتهای تولیدی در روستا ها که مجمو ع آن به 506 هزار کارگر میرسیده است؛
- طبق معلوات تخمینی همان سالها ، مزد حد اوسط ماهانۀ کارگران ، درحدود (700 ) هفت صد افغانی ( درحدود 10دالر ) بوده است این رقم به روشنی آشکار میسازد که کارگران کشور درفقر و تنگدستی غمناکی میزیسته و با مشکلات زنده گی، دست وپنجه نرم میکرده اند.
- طبق تخمینات تازۀ همان سالها، در حدود 80هزار کارگر ماهر ونیمه ماهر پروژه های پلان اول ود وم انکشافی کشور که قبلا ازروستاها به پروژه های انکشافی رو آورده بودند در ختم کار ، به اردوی بیکاران پیوسته بوده اند. "
بیکاری وپراگنده گی کارگران مؤسسات صنعتی کوچک وصنایع دستی از ویژه گیهای دیگر تشخیص وضع طبقه کارگر افغانستان درنهضت ودرنتیجه یکی از مشکلات کار تشکل
طبقه کار گر جوان افغانستان به شمار میرفته است.
دربیانیه اساسی رفیق ببرک کارمل این واقعیتهای تاریخی نیز بازتاب روشن دارد:- " اگرکه تمرکز کمی وکیفی کارگران و نقش تعیین کنندۀ این طبقه دررشد اجتماعی و سیاسی هنوز ضعیف و ذهنیت تشکیل اتحادیۀ کارگری درکشورما ، بنابر فشار استبداد درحال نطفه یی خود میباشند؛ با اینهمه عوامل بازدارنده ، تضادهای نظام موجود اجتماعی ، زمینۀ رشد مبارزۀ طبقاتی را فراهم می آورد و روزتاروز فعالیتهای اقتصادی و سیاسی کارگران ، شعور سیاسی ، طبقاتی و توانایی سازمانی آنان را پهنا و ژرفای بیشتر می بخشد."
درگزارش نخستین پلنوم کمیته ء مرکزی رفیق ببرک کارمل دربارۀ موضع دهقانان کشور چنین داوری صورت گرفته است که :
" درشرایط تسلط نظام فیودالی وزمینداری ـ اربابی در کشور ، دهقانان به حیث یک طبقه واحد واکثریت عظیم جمعیت کشور را تشکیل کرده اند؛ این طبقه بنابر پراگند ه گی ، سطح نازل آگاهی سیاسی به وسیله زمینداران بزرگ ، سود خواران ، سرمایه داران ده ، بیرحمانه استثمار میشوند. بنابرین وضع اکثریت مطلق دهقانان افغانستان به شمول دهقا نان کمزمین ، بی زمین وکارگران زراعتی موسمی ودایمی روزتاروز ازبد بدتر میشود وشماری از آنان به علت فقر سیاه روزی و تنگد ستی سیل آسا بسوی شهرها ی افغانستان وکشورهای همسایۀ ایران ، پاکستان ، کشورهای عربی خاورمیانه و منطقه ، مها جرت میکنند؛ تضاد بین دهقانان و مالکان فیودال تشدید میشود.
درچنین شرایطی، لغو مناسبات کهن وفرتوت فیودالی واصلاحات ارضی به وسیله دهقانان وبه نفع دهقانان برای نخستین بار درتاریخ در دستور روز قرارگرفت واین موضوع درمرامنامه جمعیت دموکراتیک برجسته شد و درک نقش دهقانان به عنوان متحد طبیعی کارگران در نهضت دموکراتیک و حل مسأ له زمین ازطریق اصلاحات دموکراتیک ارضی به نفع دهقا نان اهمیت روز افزون کسب کرد؛ ولی در نیمه دوم قرن بیستم شعور سیاسی وطبقاتی دهقانان کشورما بیش از حدعقب نگهداشته شد ه بود و به کار پیگیر و بادوام ج.د.خ افغانستان وهمه نیروهای تحول طلب جامعه و به تشکیل جبهه وسیع متحد ملی در روستاها ضرورت مبرم ، دا شت.
جریان وروند قشربندی و ورشکسته گی بورژوازی کوچک ، تاجران خورده پا ، پیشه وران ،اهل کسبه شهرها، ازجمله بوت دوزان، پیزار دوزان ، خیاطان ، آهنگران ، مسگران معماران ، سنگتراشان، بقالان، بزازان ، لنگی بافان و بطورکلی اصناف شهرهای کابل، قندهار، هرات، مزار شریف، غزنی، بویژه پس از جنگ جهانی دوم و پیروزی متحدین علیه فاشیزم و پیدایی اردوگاه شوروی به و ضوح درحیات اجتماعی کشورما آشکارگردید.
قشرها ولایه هایی ازمأموران و کارمندان دولت، مؤ سسات عامه وبخش خصوصی ، دانشجویان، روشنفکران، معلمان معارف واستاد ان دانشگاهها، مراکز تعلیمات عالی نیز از لحاظ وضع زنده گی خصوصیت بورژوازی کوچک را داشته است. به این ترتیب طبقه بورژوازی کوچک با همه قشرها ولایه های آن پس از دهقانان ، قابل ملاحظه ترین طبقات در نهضت ملی - دموکراتیک جامعه میباشند. نا خورسندی، هیجان، خشم وخروش آنان علیه نابرابری اجتماعی بیش ازهرطبقۀ دیگر محسوس بود و به همین علت روز تاروز از فرایند تولید وهستی ساقط میشده وبه اردوی زحمتکشان شهرها وروستاها وگرایش می یافته اند.
بنابرین سیاست تجاری " درهای باز " وشیوع گستردۀ وروبه افزایش قاچاق درکشور ونفوذ وحضور نماینده گیهای تجاری انحصارات خارجی ، تاجران بزرگ ودلالان بزرگ داخلی وخارجی وابسته به آن ، اهل کسبه وپیشه وران ، تجا ر متوسط ملی که قدرت وتوا نایی مقاومت و رقابت رانداشته اند روزتاروز ورشکسته میشده اند به این مناسبت سرمایه دارن متوسط ملی جامعه، دارای گرایشهای سیاسی ی دموکراتیک ملی ، ضد امپریالستی وضد فیودالی بوده اند؛ ولی قشربالایی بورژوازی متوسط شهری وسود خواران روستاها ودهستانها ماهیت وخصلت ارتجاعی ( واپسگرایی ) داشته اند.
محافل حاکمۀ سیاسی افغانستان تلاش میکرده اند تا ازطرق گونه گون طبقۀ متوسط را درکشور برای استحکام پایه های خود تقویت نمایند واین کار را ازطریق تقویت بورژوازی متوسط و تطمیع قشر بالایی روشنفکران و تکنوکراتان به نحوی از انحاء وغالبا با ارتقاء سطح زنده گی آنان به حساب کیسۀ دولت ومردم ازقوه به فعل می آورده اند.
با رشد وتورم تشکیلاتی دستگاه دولت و پیدایی مؤ سسات خصوصی ، شمار روشنفکران تکنوکراتان و اشخاصیکه به کار فکری اشتغال داشته اند رو به افزایش نسبی بود. بنابرین کارمندان دولتی ، از جمله معلمان کارمندان متوسط وپایین رتبه کارمندان بانکها وشرکتها ، انجنیران ، طبیبان ، پرسونل طبی ، نویسنده گان ، هنرمندان افسران اردو، پولیس ژاندارم و دیگر کارمندان که از فروش نیروی کارفکری خویش زنده گی ومبارزه میکنند؛ اکثریت آنان دردهه های نیمۀ دوم قرن بیستم منسوب به بورژوازی متوسط بوده اند و شمار اندکی ازانان نیز به خانواده های زحمتکشان شهرها ، روستاها و دهستا نهای کشور وابسته گی داشته اند. "
درگزارش پلنوم این حقایق نیز بازتاب یافته است که :
" اکثریت روشنفکران کشور در اداره های دولت با معاش ناچیزی که قطعا حداقل زنده گی آنان را تأمین نمیتوانسته است، مشغول کار واز وضع زنده گی خود راضی وخوشنود نبوده اند وروزتاروز وگام به گام بسوی نهضت دموکراتیک وبرضد استعمار کهن و نو ، ضد ملاکان فیودال و ضد امپریاليزم گرایش مییا بند. حتی قشری از آنان درنهضت، نقش فعا ل وپیشرو داشته اند.
لایه های بالایی واستعدادهای برجستۀ متوسط روشنفکران ما نند کارمندان عالیرتبۀ دولتی، شرکتهای خصوصی وبانکها ، شماری از نویسنده گان واطباء ( طبیبان )، آب در اسیاب افراط کاران مستبد و اپسگرایان و دشمنان تاریخی خلق کشور میریخته اند ونیرومند ترین وسیلۀ حکومتهای اشرافی برای سرکوب خونین نهضتهای ملی ودموکراتیک مردم به شمار میرفته اند. اگرکه تعداد این لایه ها به تناسب مجموع کارمندان، روشنفکران، کار شناسان رشته های گونه گون علوم وتکنالوژی معاصر و روشنفکران بسته به اقشار متوسط وپایین رتبه ناچیز واندک اند؛ ولی محافل کهنکار سیاسی کشور هنوز هم تلاش تب آلودی دارند ، تا با تکیه بر آنان پا یگاه خودرا درجامعه مستحکم سازند ...."
پیلو م وسیع کمیتۀ مرکزی جمعیت د موکراتیک خلق (ا کثریت ) طی دهه های 50 و 60 قرن بیستم به نقش پیشرو دانشجویان ( محصلان ) دانشگاهها، مراکز تعلیمات عالی و ( متعلمان) دانش آموزان مکاتب تخنیکی ولیسه ها اهمیت عالی قایل شده، به این باور بوده اند:
" یکی از قشرهای دیگرمبارزان جامعه که درحیات سیاسی ونهضت افغانستان ازعرصه دودهه 50و60 نیمۀ دوم قرن بیستم ، در امر بیداری خلقها نقش پیشرو داشته اند ( محصلان ) دانشجویان و متعلمان ( دانش آموزان ) بوده اند این قشرهای پیشرو جامعه، بویژه درمبارزات ضد استبدادی، ضد واپسگرایی وضد استعمار کهنه ونو وضد فیودالزم وامپریاليزم نی تنها اشتراک فعال داشته؛ بل نقش محرک وپیشرو را نیز ایفاء میکرده ، یکی از علتهای پیدایی وظهور روحیه خلاق و پیکار جویانه در دانشجویان ودانش آموزان ومعلمان، تأسیس مکاتب لیلیه به ابتکار مجید زابلی وزیر اقتصاد و وزارت معا رف در شهرها ی پر ازتضادهای اجتماعی ملی و مذهبی کابل و ولایات مزارشریف، قندهار، هرات، ننگرها ر، بغلان، کندز و جوزجان و راهیابی دانش آموزان ممتاز مکاتب ابتدایی ومتوسط ولایات و ولسوالیها، بویژه فرزندان شایسته وممتا ز زحمتکشان دهستانها دراین لیسه ها وسپس در دانشکده های دانشگاه کابل و مراکز تعلیمات عالی نظامی وتخنیکی افغانستان بوده است ( 145 )




( 145) - بازتاب " وضع عمومی کشورما " دربیانیه اساسی نخستین پلنوم وسیع کمیته
مرکزی ج.د.خ ( اکثریت ) ؛ ازسوی رفیق ببرک کارمل رهبر حزبی ودولتی افغانستان


پایان بخش دوم


اکادمیسین دستگیر پنجشیری
ایا لت واشنگتن – امریکا
16 دسامبر 2010ع
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://parcham.great-forum.com
مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

بیانیۀ رفیق ببرک کارمل درنخستین پلنوم کمیته مرکزی ج.د.خ.بعدا ح.د.خ.ا :: تعاليق

لا يوجد حالياً أي تعليق
 

بیانیۀ رفیق ببرک کارمل درنخستین پلنوم کمیته مرکزی ج.د.خ.بعدا ح.د.خ.ا

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 

صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
تارنما و نشریهء پرچم  :: فهرست :: مضامين و پیامها-
پرش به: